زهجرانت سخن هر شب که با دل در میان دارم
زهجرانت سخن هر شب که با دل در میان دارم زسوز عشق همچون شمع آتش بر زبان دارم بسان بلبل تصویر عمری شد که از…
زصید من چه شود گر عنان بگردانی
زصید من چه شود گر عنان بگردانی عنان ز صید من ناتوانی بگردانی زگلبنی که برو بلبل آشیان بستی گلش چو ریخت مباد آشیان بگردانی…
ساختی خوارم، بعاشق گلعذاران این کنند؟
ساختی خوارم، بعاشق گلعذاران این کنند؟ از نظر افکندیم، یاران بیاران این کنند؟ کشت و افکند و بفتراکم نیست آن شهسوار دیده ای هرگز بصیدی…
سر منزل سلمی که منم دل نگرانش
سر منزل سلمی که منم دل نگرانش از رشگ نخواهم که بیابند نشانش شوخی که منم زخمی تیری ز کمانش فتراک ز مرغان حرم گشته…
سوی تو عجب نیست اگر میکشدم دل
سوی تو عجب نیست اگر میکشدم دل من مفلس و تو گنجی و من غرقه تو ساحل در محفل خاصت اگرم بار نبخشی کافیست مرا…
شب چو بمیرم بسر کوی تو
شب چو بمیرم بسر کوی تو زنده شوم صبحدم از بوی تو می گذری خنده زنان از برم می نگرم گریه کنان سوی تو تانگری…
سینه گرم و مژه خونبار و سحر نزدیکست
سینه گرم و مژه خونبار و سحر نزدیکست با خبر باش که آهم باثر نزدیک است به رفیقان وطن کیست که از ما گوید که…
شدیم پیرو بدل داغ آن جوان مانده
شدیم پیرو بدل داغ آن جوان مانده دمید صبح و همان شمع در میان مانده کسی که رفت به منزل کجا بیاد آرد زواپسی که…
شب شد که شکوه ها ز دل تنگ برکنیم
شب شد که شکوه ها ز دل تنگ برکنیم نالیم آنقدر که جهان را خبر کنیم نشنیده ایم بوی وفا چون درین چمن با چشم…
صبح محشر که من از خواب گران برخیزم
صبح محشر که من از خواب گران برخیزم بود آیا که برویت نگران برخیزم بس ملولم ز جهان بلبل خوش نغمه کجاست کز سر هر…





