رفت حسن تو و عشقت بدل من باقیست

رفت حسن تو و عشقت بدل من باقیست رونق افتاده از آن گلشن و گلخن باقیست از فراق تو از آن روی ننالم که هنوز…

Continue Reading...

رفتند همرهان و تو در فکر منزلی

رفتند همرهان و تو در فکر منزلی آه این چه غفلتست دریغا که غافلی از دود آه سوختگان باش برحذر اندیشه کن مباد نهی داغ…

Continue Reading...

رفته عمر و نیم جانی مانده است

رفته عمر و نیم جانی مانده است واپسی از کاروانی مانده است در چمن در ره نشانی مانده است خاربست آشیانی مانده است میرود تا…

Continue Reading...

روزی که دور از برم آن خوشخرام شد

روزی که دور از برم آن خوشخرام شد من بودم و تحملی اما تمام شد اینست اگر فراغت آزادگان باغ آسوده طایری که گرفتار دام…

Continue Reading...

ز پا فتادم و رویم بمنزلست هنوز

ز پا فتادم و رویم بمنزلست هنوز شکست کشتی و چشمم بساحلست هنوز چه حالتست ندانم که بارها از دل شدم خراب و مرا کار…

Continue Reading...

زبامی چو بینم که ماهی برآید

زبامی چو بینم که ماهی برآید بیاد توام از دل آهی برآید زدل هر دمم گرنه آهی برآید کی از کنج چشمش نگاهی برآید ندارد…

Continue Reading...

زبیدادت ننالد چون دل من؟

زبیدادت ننالد چون دل من؟ که هر دم می کنی در خون دل من ندانستی دلم را قدر و بسیار بجوئی و نیابی چون دل…

Continue Reading...

زچشم خونفشان خویش دارم چشم از آن امشب

زچشم خونفشان خویش دارم چشم از آن امشب که از اشگم روان سازد بکویش کاروان امشب مگر در بزم ما آن آتشین رخسار می آید…

Continue Reading...

زد مرا زخمی و از پیش نظر بگذشت حیف

زد مرا زخمی و از پیش نظر بگذشت حیف نازده بر سینه ام زخم دگر، بگذشت حیف کشتی ما را که عمری بود جویای نهنگ…

Continue Reading...

زدی بتیغم و از جبهه تو چین برخاست

زدی بتیغم و از جبهه تو چین برخاست باین خوشم که ترا چینی از جبین برخاست نشست بر رخ گلها زرشگ گرد ملال چو سنبل…

Continue Reading...