دل سوخت از شتاب و بدلبر نمی رسد
دل سوخت از شتاب و بدلبر نمی رسد این تشنه لب دریغ بکوثر نمیرسد اشگم بدیده کی رسد از گرمی جگر از شیشه این شراب…
دل غمدیده بدنبال کسی افتادست
دل غمدیده بدنبال کسی افتادست دادخواهی زپی دادرسی افتادست از من خسته خدا را به بتغافل مگذار که مرا کار بآخر نفسی افتادست حسرت مرغ…
دل عاشق نمی گردد براحت مهربان هرگز
دل عاشق نمی گردد براحت مهربان هرگز که بلبل در چمن از گل نبندد آشیان هرگز بخود چون زخم گل مرهم نگیرد داغ هجرانم نگردد…
دلی دارم که دارد اضطرابی
دلی دارم که دارد اضطرابی چو آن ماهی که دور افتد ز آبی کبابم دل شرابم خون دل بس نمی خواهم شرابی و کبابی برآرم…
دلتنگم و پرواز گلستان هوسم نیست
دلتنگم و پرواز گلستان هوسم نیست گلزار به آسایش کنج قفسم نیست می گریم و چون شمع امیدی ز کسم نیست می نالم ومانند جرس…
دو هفته شد که زمن یار سرگران دارد
دو هفته شد که زمن یار سرگران دارد بطاقتی که ندارم مگر گمان دارد نگاه گرم برویت که می تواند کرد چنین که روی ترا…
دل می برد دل ای هوشمندان
دل می برد دل ای هوشمندان آن عقد دندان آن لعل خندان این با که گویم کآخر گرفتند تسبیحم از کف زناربندان رحمی که بلبل…
دیگر دلم خدنگ جفا رانشان شدست
دیگر دلم خدنگ جفا رانشان شدست جرمی ز من مگر بتو خاطرنشان شدست؟ بی وعده آمدی که زشادی شوم هلاک دل در گمان که یار…
رحمی، رحمی که از کنارم
رحمی، رحمی که از کنارم رفتی تو و کشت انتظارم هر چند که تیره روزگارم صد شکر پسند طبع یارم هر دم بهوای تیغش از…
رفتم و برگشتنم دیگر بکوی یار نیست
رفتم و برگشتنم دیگر بکوی یار نیست رفتنم از کوی او این بار چون هر بار نیست گر روم کمتر بکویش به که در کویش…





