از سر زلف نگاری دو سه تاری دارم
از سر زلف نگاری دو سه تاری دارم یادگاری ز سر زلف نگاری دارم چه دهم دل بکسی تا غم یاری دارم کاین دل خون…
از غم لیلی بوادی گرچه مجنون میگریست
از غم لیلی بوادی گرچه مجنون میگریست گر رموز عشق دانی لیل افزون میگریست رفته در محفل سخن از آتشین روئی که دوش شمع را…
از ما درین گلستان جویند گر نشانی
از ما درین گلستان جویند گر نشانی بر گلبنی است ما را دیرینه آشیانی با ما اگر نشینی از مصلحت زمانی عمری پی تلافی هم…
از کین گر آن بیدادگر بر سینه ام خنجر زند
از کین گر آن بیدادگر بر سینه ام خنجر زند باد ابحل خون منش گر خنجر دیگر زند شکرانه خواب خوشت مپسند در بیرون در…
از نفس گرم من عالمی افروخته
از نفس گرم من عالمی افروخته می نگرم هر کرا ز آتش من سوخته داغ غم تو بدل موسم پیری رسید صبح دمید و هنوز…
از ما نهفته با دگران یار بوده ای
از ما نهفته با دگران یار بوده ای ما غافل و تو همدم اغیار بوده ای از خواب صبحگاه تو پیدا بود که دوش در…
از می لعل بکف تا دو سه جامی داری
از می لعل بکف تا دو سه جامی داری نوش کن نوش که خوش عیش مدامی داری بنده ای همچو منت نیست بهیچم مفروش خبرت…
از هجر بت یگانه ما
از هجر بت یگانه ما خون می چکد از ترانه ما بر خاست ز آسیای افلاک افغان زشکست دانه ما افتاده زمین خراب و بیخود…
آن صبح امیدی که بدوران تو یابند
آن صبح امیدی که بدوران تو یابند صبحیست که از چاک گریبان تو یابند هجران تو بی مصلحتی نیست که عشاق قدر شب وصل از…
افزوده غمی چون بغم دیگرم امشب
افزوده غمی چون بغم دیگرم امشب زنهار مگیرید ز کف ساغرم امشب بر خرمن من دوش زدی آتش و رفتی بودت گذری کاش بخاکسترم امشب…





