نیست در آیینه عکس آن صنم

نیست در آیینه عکس آن صنم مریمی دارد مسیحی در شکم دولت پابوس او دستم نداد گر چه این حسرت قدم را کرد خم چون…

Continue Reading...

نیست غیر از حیرتم کاری جدا از یار خویش

نیست غیر از حیرتم کاری جدا از یار خویش وه چه خواهم کرد دارم حیرتی در کار خویش کلبه احزان ما باریک شد از دود…

Continue Reading...

هر دم از تیر توام بر سینه صد روزن بود

هر دم از تیر توام بر سینه صد روزن بود چون زره گر سینه چاک من از آهن بود سر بود بر خاک بهر سجده…

Continue Reading...

هر زمان حال من از عشق تو دیگرگون است

هر زمان حال من از عشق تو دیگرگون است بتو چون شرح کنم حال چه گویم چون است غم دل سوخت مرا پیش که آرم…

Continue Reading...

هر که چراغی ز برق آه ندارد

هر که چراغی ز برق آه ندارد در شب هجران سوی تو راه ندارد هر که ندارد دلی چو آینه زاهن در رخ تو تاب…

Continue Reading...

هر کرا هست دلی سیمبری خواهد داشت

هر کرا هست دلی سیمبری خواهد داشت ز غم سیمبری چشم تری خواهد داشت هر کرا چشم تری هست سرش خالی نیست سر سودای بت…

Continue Reading...

هرگز غم خرابی عالم نمی خوریم

هرگز غم خرابی عالم نمی خوریم عالم اگر خراب شود غم نمی خوریم بیش و کم زمانه بر ما برابرست ما غصه زیاد و غم…

Continue Reading...

هر لحظه صد جفا ز بلای تو می‌کشم

هر لحظه صد جفا ز بلای تو می‌کشم عمری‌ست جان من که جفای تو می‌کشم جور فلک نمی‌کشم از بهر کام خود گر می‌کشم برای…

Continue Reading...

هردم از شوق لب لعلت دلم خون می‌شود

هردم از شوق لب لعلت دلم خون می‌شود صورت حالم ز خون دل دگرگون می‌شود تا خطش سر زد ز رخ شد روز غم بر…

Continue Reading...

هرگز نظر به بی سر و پایی نمی کنی

هرگز نظر به بی سر و پایی نمی کنی کاو را هلاک تیر بلایی نمی کنی گر چه طبیب خسته دلانی چه فایده مردیم ما…

Continue Reading...