لطیفست آن پری آن به که از مردم نهان آید
لطیفست آن پری آن به که از مردم نهان آید مبادا گر فتد نور نظر بروی گران آید بسوز ای آتش دل استخوان سینه را…
لاف زد پیش رخت گلبن ز گلبرگ ترش
لاف زد پیش رخت گلبن ز گلبرگ ترش زد صبا از قهر گلبرگ ترش را بر سرش پیش خورشید رخت گل را نمی بیند جمال…
گهی که در غم آن گلعذار میگریم
گهی که در غم آن گلعذار میگریم به صورت ناله چو ابر بهار میگریم ز چرخ میگذرد هایهای گریه من شبی که بیمَهِ خود زار…
ما چه کردیم چه گفتیم چه دیدی چه شنیدی
ما چه کردیم چه گفتیم چه دیدی چه شنیدی که ما ز قطع نظر کردی و پیوند بریدی بتو گفتم مشنو در حق من قول…
ما ترک دیدن رخ زیبا نمی کنیم
ما ترک دیدن رخ زیبا نمی کنیم کاری که هیچ کس نکند ما نمی کنیم تشبیه کرده ایم ببالاش سرو را عمریست سر ز شرم…
ما فراغ از غم بیش و کم عالم داریم
ما فراغ از غم بیش و کم عالم داریم غم نداریم اگر بیش و گر کم داریم نیست یک دم که غمت همدمی ما نکند…
ما را ز وصل دوست جدا می کند فلک
ما را ز وصل دوست جدا می کند فلک باز این چه دشمنیست بما می کند فلک کار فلک همیشه بما نیست جز جفا آه…
ما را بلای عشق تو عمریست آشناست
ما را بلای عشق تو عمریست آشناست از آشنا جدا شدن آشنا بلاست برخاست از قد تو بهر گوشه فتنه ای سروی ز باغ حسن…
ما را هلاک غمزه خونریز کرده ای
ما را هلاک غمزه خونریز کرده ای تیغی عجب بکشتن من تیز کرده ای آزرده از جفای رقیب تو کی شوم چون فهم کرده ام…
ماه من کز لعل لب کامی بهر ناکام داد
ماه من کز لعل لب کامی بهر ناکام داد خواستم من نیز کام خود مرا دشنام داد برد هوشم را بدشنامی لبش یا ساقی بهر…





