گرد گلت کشید ز عنبر حصار خط
گرد گلت کشید ز عنبر حصار خط شد شاهد جمال ترا پرده دار خط بنشست گرد رشک بر آیینه ماه را تا ماه من نمود…
گره از کار من جز نالهای زار نگشاید
گره از کار من جز نالهای زار نگشاید نبندم ناله را ره تا گره از کار نگشاید ز مژگان چشم دارم در رهت خون دلم…
گشت صد پاره بشمشیر جفای تو تنم
گشت صد پاره بشمشیر جفای تو تنم گل صد برگ بهار غم عشق تو منم اشک گلگون و رخ زرد مرا خوار مبین که اگر…
گشت محرم در حریم وصل جانانم چراغ
گشت محرم در حریم وصل جانانم چراغ آتشی از رشک زد در رشته جانم چراغ رشته دارد در آتش می دهد هر لحظه یاد زان…
گل بباغ آمد ولی از عمر خود کامی نیافت
گل بباغ آمد ولی از عمر خود کامی نیافت خارها در زیر پهلو داشت آرامی نیافت کرد بلبل پیش گل بنیاد درد دل بسی زود…
گفتمش دل ز غمت زار و حزین میباید
گفتمش دل ز غمت زار و حزین میباید گفت آری سخن اینست چنین میباید گفتمش چشم تو در گوشه ابرو چه خوشست گفت پاکیزهنظر گوشهنشین…
گه جولان غبار انگیز از آن شد رخش جانانم
گه جولان غبار انگیز از آن شد رخش جانانم که زد دستی و گرد تن فشاند از دامن جانم ز کف دامان رسوایی نخواهم داد…
گلرخا، نوش لبا، سیم برا، سرو قدا
گلرخا، نوش لبا، سیم برا، سرو قدا ما بدا قبلک ما فیک من الحسن بدا من نه اینم که دهم غیر ترا در دل ره…
گهی که بر گل روی تو چشم تر بگشایم
گهی که بر گل روی تو چشم تر بگشایم هزار سیل ز خونابه جگر بگشایم گهی که رخ بگشایی سزد که بهر تماشا بهر سر…
گوش بر قول رقیبان بداندیش مکن
گوش بر قول رقیبان بداندیش مکن جور بر عاشق سودا زده خویش مکن بیش ازین نیست مرا تاب جفاکاری تو ای جفاکار جفاکاری ازین بیش…





