گر ترا هست دلا در ره غم میل رفیق

گر ترا هست دلا در ره غم میل رفیق بطلب جام شفق گون که رفیقست شفیق شده ام کم شده رادی سرگردانی هست امید که…

Continue Reading...

گر خدنگ غمزه را زین سان دمادم می‌زنی

گر خدنگ غمزه را زین سان دمادم می‌زنی کشته گردد عالمی تا چشم بر هم می‌زنی نیست ممکن بیش ازین بیداد گر سنگین‌دلی بر وفاداران…

Continue Reading...

گر چشم برخسار تو صد بار گشادم

گر چشم برخسار تو صد بار گشادم هر بار دو صد سیل برخسار گشادم فریاد کنان راز دلم پیش تو بگشاد هر سیل که از…

Continue Reading...

گر سر کویت شود مدفن پس از مردن مرا

گر سر کویت شود مدفن پس از مردن مرا کی عذاب قبر پیش آید دران مدفن مرا چند باشم در جدل با خود ز غم…

Continue Reading...

گر فلک با تیغ کین بر سینه ام چاک افکند

گر فلک با تیغ کین بر سینه ام چاک افکند دل ز چاک سینه ام آتش بر افلاک افکند خاک را بر سر توان برداشت…

Continue Reading...

گر گریزم دم بدم بر آتش دل دیده آب

گر گریزم دم بدم بر آتش دل دیده آب بر چنین سوزی که دل دارد کی آرد سینه تاب بگسل ای سایه ز من تابی…

Continue Reading...

گر نباشد قید آن گیسوی خم بر خم مرا

گر نباشد قید آن گیسوی خم بر خم مرا کی بصد زنجیر بتوان داشت در عالم مرا با خیال آن پری خو کرده ام ناصح…

Continue Reading...

گر نقابی نبود مهر رخش را غم نیست

گر نقابی نبود مهر رخش را غم نیست تاب رخساره او هم ز نقابی کم نیست نیست معلوم غم من همه عالم را همچو من…

Continue Reading...

گر نه در دل مهر آن روی چو مه دارد چراغ

گر نه در دل مهر آن روی چو مه دارد چراغ چیست این سوزی که شب‌های سیه دارد چراغ رشتهٔ جان سوزدم هر شب ز…

Continue Reading...

گرد گلت کشید ز عنبر حصار خط

گرد گلت کشید ز عنبر حصار خط شد شاهد جمال ترا پرده دار خط بنشست گرد رشک بر آیینه ماه را تا ماه من نمود…

Continue Reading...