با عارض تو زلف دم از نقشه چین زند

با عارض تو زلف دم از نقشه چین زند بر آب حد کیست که نقشی چنین زند باید چو ساعد توز سیمش به آستین هر…

Continue Reading...

با من این بودت ز اول شرط باری

با من این بودت ز اول شرط باری کآخر الأمرم به یاد همه نیاری بسکه با شوریدگان چون زلف مشکین عهد بستی و شکست از…

Continue Reading...

با غم عشق تو دل کیست که محرم باشد

با غم عشق تو دل کیست که محرم باشد با لب لعل تو جان چیست که همدم باشد هر کرا دولت سودای تو شد دامن…

Continue Reading...

با مسکنت و عجز و ضعیفی وفقیری

با مسکنت و عجز و ضعیفی وفقیری دارم هوس لطف تو وای ار نپذیری با من نظری کن ز سر لطف و بزرگی هر چند…

Continue Reading...

با من درد کش سبو بدهید

با من درد کش سبو بدهید متنی بر سرم از و بنهید بار ساقیست ابها العشاق توبه گر بشکنید بی گنهید به عشق اگر دهند…

Continue Reading...

با منت لطف جز ستم نبود

با منت لطف جز ستم نبود ننگ چشمی ترا کرم نبود چشمت از خون ما پشیمان نیست مرحمت موجب ندم نبود چه فرستم بر نو…

Continue Reading...

باد آرد بر من بوی نو ناگه ناگه

باد آرد بر من بوی نو ناگه ناگه کو گذر می کند از کوی نو ناگه ناگه اندک اندک ز صبا بسته دلم بگشاید چون…

Continue Reading...

بادی که نیست از سر کوی تو نیست باد

بادی که نیست از سر کوی تو نیست باد دور هست و نیست همره بوی نو نیست باد تا هست در با اثر حسینی و…

Continue Reading...

بار بر خوان ملاحت نمک خوبان است

بار بر خوان ملاحت نمک خوبان است شور او در سرو سوز غم او در جان است گر برآید به کله ماه فلک آن اینست…

Continue Reading...

بار اشکم دید و شد بر من رحیم

بار اشکم دید و شد بر من رحیم سائلان را دوست میدارد کریم بر بناگوشت ز مسکینی دو زلف هر دو می افتند بر بالای…

Continue Reading...