اگر من از عشق آن دو رخ میرم

اگر من از عشق آن دو رخ میرم ای گل روضه دامنت گیرم کاشی سازند از گلم مرغی با کمان ابرونی زند تیرم دیدم آن…

Continue Reading...

اگر مرا صد سر بود هر یک پر از سودای او

اگر مرا صد سر بود هر یک پر از سودای او چون سر زلفش بیفشانم به خاک پای او چشم ما از گریه شد تاریک…

Continue Reading...

اگر وظیفة دردت زمان زمان نرسد

اگر وظیفة دردت زمان زمان نرسد حلاونی بدل و لذتی به جان نرسد حلاوتی که نرا در چه زنخدان است هزار یوسف مصری به قعر…

Continue Reading...

اگرچه دور بود از تو مه به صد فرسنگ

اگرچه دور بود از تو مه به صد فرسنگ دهان نو به شکر نسبتی است ننگا ننگ پوش رخ که غلو کرد خط زنگارین چو…

Continue Reading...

البش جان عاشق هوس میکند

البش جان عاشق هوس میکند شکر آرزوی مگس می کند دعا گوی و سپری ز دشنام تو از حلوای قندی که بس میکند رود دل…

Continue Reading...

آمد درون دل غمت دیگر نمی آید برون

آمد درون دل غمت دیگر نمی آید برون سودای آن زلف سیه از سر نمی آید برون شوق بهشت و حور عین سودای آن و…

Continue Reading...

آمد لب تو باز بصد نازه در سخن

آمد لب تو باز بصد نازه در سخن شیرین حکایتیست که گوید شکر سخن حاجت بگفت نیست ترا چشم و غمزه هست گر میکنی بمردم…

Continue Reading...

امشب آن به به وثاق که فرو می آید

امشب آن به به وثاق که فرو می آید اگر به مهمان من آید چه نکو می آید بنهم عود دل سوخته بر آتش شوق…

Continue Reading...

امروز بحمدالله فارغ شدم از دشمن

امروز بحمدالله فارغ شدم از دشمن دشمن چه تواند کرد چون دوست بود با من آورد صبا بویی از مصر سوی کنعان یعقوب صفت ما…

Continue Reading...

امشب آن ماه دل افروز به مهمان که بود

امشب آن ماه دل افروز به مهمان که بود خط او سبزی لبهای نمکدان که بود چون خضر شد ز نظر غایب و معلوم نشد…

Continue Reading...