از کوی دوست دوش نسیمی به من رسید

از کوی دوست دوش نسیمی به من رسید کز لطف او رمیده روانم به تن رسید جانم فدای باد که از یک نسیم او صد…

Continue Reading...

از فرقت نو هر دم خون بارم از دو دیده

از فرقت نو هر دم خون بارم از دو دیده گر دیدنت نباشد بیزارم از دو دیده چشم نمی تواند روی رقیب دیدن آری همین…

Continue Reading...

از کویت بفردوس اعلی دری است

از کویت بفردوس اعلی دری است نثار در تست هرجا سری است تو رضوان نوشین لبی و شراب ز دست تو هر قطره ای کوثری…

Continue Reading...

از گلستان رخت حسن بتان یک ورق است

از گلستان رخت حسن بتان یک ورق است حالیا از ورق عشق تو اینم سبق است حسن گل کم شد و مشتاقی بلبل هم کاست…

Continue Reading...

از گریه مرا خانه چشم آب گرفته است

از گریه مرا خانه چشم آب گرفته است وز نه ما چشم ترا خواب گرفته است دارد گرمی زلف تو پیوسته بر ابرو گونی دلت…

Continue Reading...

از لب او تاخیری بافتیم

از لب او تاخیری بافتیم آب حیات دگری یافتیم گرچه بجستن دهنش کس نیافت ما لب او را شکری یافتیم از پس چندین طلبه آن…

Continue Reading...

از لب او سختی چون به زبان می‌آید

از لب او سختی چون به زبان می‌آید گوییا آب حیاتی به دهان می‌آید خواهد آمد ز منت تیر بلا بر جان گفت در دل…

Continue Reading...

از لب و زلف او نشان جستم و باز یافتم

از لب و زلف او نشان جستم و باز یافتم آب حیات خوردم و عمر دراز یافتم سر خداست نقطه ان دهن و در آن…

Continue Reading...

از من ای اهل نظر علم نظر آموزید

از من ای اهل نظر علم نظر آموزید نازک است آن رخ ازو چشم و نظر بر دوزید پیش آن روی مدارید روا ظلمت شمع…

Continue Reading...

اشک چو لعل ریزد آن لب مرا ز دیده

اشک چو لعل ریزد آن لب مرا ز دیده در شیشه هرچه باشد از وی همان چکیده باشد هنوز چشمم همچون مگس بر آن لب…

Continue Reading...