آبی کجاست کآتش عشقم جگر بسوخت
آبی کجاست کآتش عشقم جگر بسوخت و ین برق جانگداز همه خشک و تر بسوخت مرغ سپیده دم که خبر داد از توام اکنون نمی…
آتش دوری دل ما بر نتابد بیش ازین
آتش دوری دل ما بر نتابد بیش ازین داغ هجران جان تنها برنتابد بیش ازین تن که چون مونی شد از غم چنده بنمایم بدوست…
آرزو برده ام که چشم تو باز
آرزو برده ام که چشم تو باز کشدم که به عشره گاه به ناز ما خریدیم اگر فروشد دوست نیم ناری بصد هزار نیاز گره…
از آن میان هیچ اگر نشان باشد
از آن میان هیچ اگر نشان باشد این خبر هم در آن دهانه باشد گر میان باشد شه بزیر قبا خرقة بنده در میان باشد…
از آن لب شنیدن حکایت خوش است
از آن لب شنیدن حکایت خوش است سخن های شیرین به غایت خوش است به ابرو رخش آیت حسن خواند که خواندن به محراب آیت…
از باد سر زلفت یک روز پریشان شد
از باد سر زلفت یک روز پریشان شد جان و سره مسکینان در پای تو ریزان شد حال دل خود گفتم با چاره گر دردی…
از باد مکش طره جانانه ما را
از باد مکش طره جانانه ما را زنجیر مجنبان دل دیوانه ما را آن شمع چگل گو که برقص آرد و پرواز این سوخته دلهای…
از بار دین و دنیا باشد مراد هر کس
از بار دین و دنیا باشد مراد هر کس میگوی هر چه خواهی من بار خواهم و بس جان دید آن رخ آنگه دانست کز…
از برگ گل که نسیم عبیر میآید
از برگ گل که نسیم عبیر میآید نسیم اوست از آن دلپذیر میآید حدیث کوثرم از یاد میرود به بهشت چو نقش روی و لبش…
از پرده هرکه رویتْ یک روز دیده باشد
از پرده هرکه رویتْ یک روز دیده باشد کس در نظر نیارد؛ گر نورِ دیده باشد صورتنگار داند کز ماه چربد آن رخ با صورت…





