در کوی توام پای تمنا نرود
در کوی توام پای تمنا نرود من سعی بسی کنم ولی پا نرود خواهم که ز کویت روم اما چه کنم کاین بیهده گرد پا…
در نامه رقم ز خانهای یافتهام
در نامه رقم ز خانهای یافتهام وز عنبر تر شمامهای یافتهام از شوق دمی هزار بارش خوانم گویی تو که گنج نامهای یافتهام
در نفی رخت شمع شبی راند سخن
در نفی رخت شمع شبی راند سخن روزش دیدم گرفته کنجی مسکن مانندهٔ عاصیی که در روز جزا با روی سیاه سر برآرد ز کفن
دل زان بت پیمان گسلم میسوزد
دل زان بت پیمان گسلم میسوزد برق غم او متصلم میسوزد از داغ فراق اگر بنالم چه عجب یاران چه کنم، وای دلم میسوزد
رخسار تو ای تازه گل گلشن جان
رخسار تو ای تازه گل گلشن جان کز آبله شبنمی نشسته ست بر آن لاله ست ولی آمده با ژاله قرین ماهیست ولی کرده به…
شاها چو کمان قدر به فرمان تو باد
شاها چو کمان قدر به فرمان تو باد چون گوی فلک در خم چوگان تو باد آن سینه پر داغ که خصمت دارد صندوقه تیرهای…
شاها به عداوت توکس یار نشد
شاها به عداوت توکس یار نشد کاو در نظر جهانیان خوار نشد با نشأهٔ خصمی تو آنکس که بخفت در خواب شد آنچنان که بیدار…
شاها در جهان عرصهٔ در گاه تو باد
شاها در جهان عرصهٔ در گاه تو باد آفاق پراز خیمه و خرگاه تو باد این خیمهٔ بی ستون که چرخش خوانند قایم به ستون…
شاها سربخت بر در دولت تست
شاها سربخت بر در دولت تست یک خیمه فلک ز اردوی شوکت تست گر خیمهٔ چرخ را ستونی باید اندازه ستون خیمهٔ رفعت تست
شاها سر روزگار پامال تو باد
شاها سر روزگار پامال تو باد گردون ز کتل کشان اجلال تو باد هر صید مرادی که بود در عالم فتراک پرست رخش اقبال تو…





