آن سرو که جایش دل غم پرور ماست
آن سرو که جایش دل غم پرور ماست جان در غم بالاش گرفتار بلاست از دوری او به ناخن محرومی سد چاک زدیم سینه جایش…
آنان که به کویی نگران میگردند
آنان که به کویی نگران میگردند پیوسته مرا به قصد جان می گردند از رشک نبات میدهم جان که چرا گرد سر هم نام فلان…
اندر ره انتظار چشمی که مراست
اندر ره انتظار چشمی که مراست بی نور شد و وصال تو ناپیداست من نام بگرداندم و یعقوب شدم ای یوسف من نام تو یعقوب…
آهنگ سفر میکند آن ماه عذار
آهنگ سفر میکند آن ماه عذار ای جان که نفس گیر شدی ناله برآر در محملش آویز دلا همچو جرس وزناله و فریاد زبان باز…
ای آنکه به یکرنگی تو متصفم
ای آنکه به یکرنگی تو متصفم در بندگیت مقرم و معترفم با «فاف» و «ر» و « الف ،ب » و «ه » ز کرم…
ای جان و تنم مطیع و شوق تو مطاع
ای جان و تنم مطیع و شوق تو مطاع رفتی و جدا زان رخ خورشید شعاع هیهات که جان وداع تن کرد و نداد چندان…
ای درگه تو عید گه روحانی
ای درگه تو عید گه روحانی در تهنیتت هم انسی و هم جانی از لطف تو عیدیی طمع دارم لیک ترسم که توام طفل طبیعت…
ای چرخ مرا دلی ست بیداد پسند
ای چرخ مرا دلی ست بیداد پسند بیمم دهی از سنگ حوادث تا چند من شیشه نیم که بشکند سنگ توام مرغ قفسم که گشتم…
ای صیت معالجات تو عالم گیر
ای صیت معالجات تو عالم گیر و آوازه تو کرده جهان را تسخیر یارب که جدا مباد تا عالم هست صحت ز تنت چو نور…
ای رفعت و شان فروترین پایه تو
ای رفعت و شان فروترین پایه تو خوبی یکی از هزار پیرایهٔ تو از بهر خدا سایه زمن باز مگیر ای سایهٔ رحمت خدا سایهٔ…





