هیچکس چشم به سوی من بیمار نکرد

هیچکس چشم به سوی من بیمار نکرد که به جان‌دادن من گریهٔ بسیار نکرد که مرا در نظرآورد که از غایت ناز چین بر ابرو…

Continue Reading...

وصلم میسر است ولی بر مراد نیست

وصلم میسر است ولی بر مراد نیست بر دل نهم چه تهمت شادی که شاد نیست غم می‌فروخت لیک به اندازه میفرست یک دل درون…

Continue Reading...

وقت برقع ز رخ کشیدن نیست

وقت برقع ز رخ کشیدن نیست رخ بپوشان که تاب دیدن نیست بر من خسته بین و تند مران که مرا قوت دویدن نیست با…

Continue Reading...

یار ما بی رحم یاری بوده است

یار ما بی رحم یاری بوده است عشق او با صعب کاری بوده است لطف او نسبت به من این یک دو سال گر شماری…

Continue Reading...

یاد او کردم ز جان سد آه درد آلود خاست

یاد او کردم ز جان سد آه درد آلود خاست خوی گرمش در دلم بگذشت و از دل دود خاست چون نفس امشب فرو بردم…

Continue Reading...

وه که دامن می‌کشد آن سرو ناز از من هنوز

وه که دامن می‌کشد آن سرو ناز از من هنوز ریخت خونم را و دارد احتراز از من هنوز ناز بر من کن که نازت…

Continue Reading...

یار دور افتاده مان حل مراد ما نکرد

یار دور افتاده مان حل مراد ما نکرد مدتی رفتیم و او یک بار یاد ما نکرد مجلس ما هر دم از یادش بهشتی دیگر…

Continue Reading...

یاران خدای را به سوی او گذر کنید

یاران خدای را به سوی او گذر کنید باشد کش این خیال ز خاطر بدر کنید در ما ز دست آتش و بر عزم رفتن…

Continue Reading...

یک التفات ز فرماندهان نازم نیست

یک التفات ز فرماندهان نازم نیست ز دور رخصت یک سجدهٔ نیازم نیست منه به گوشهٔ طاق بلند استغنا کلید وصل ، که دستی چنان…

Continue Reading...

یارب مه مسافر من همزبان کیست ؟

یارب مه مسافر من همزبان کیست ؟ با او که شد حریف و کنون همعنان کیست ؟ ماهی که چرخ ساخت به دستان ز من…

Continue Reading...