ناتوان موری به پابوس سلیمان آمدست

ناتوان موری به پابوس سلیمان آمدست ذره‌ای در سایهٔ خورشید تابان آمدست قطره‌ای ناچیز کو را برد ابر تفرقه رفته از عمان و دیگر سوی…

Continue Reading...

نبود طلوع از برج ما، آن ماه مهر افروز را

نبود طلوع از برج ما، آن ماه مهر افروز را تغییر طالع چون کنم این اختر بد روز را کی باشد از تو طالعم کاین…

Continue Reading...

نرخ بالا کن متاع غمزهٔ غماز را

نرخ بالا کن متاع غمزهٔ غماز را شیوه را بشناس قیمت، قدر مشکن ناز را پیش تو من کم ز اغیارم و گرنه فرق هست…

Continue Reading...

نزدیک ما سگان درت جا نمی‌کنند

نزدیک ما سگان درت جا نمی‌کنند مردم چه احتراز که از ما نمی‌کنند رسم کجاست این ، تو بگو در کدام ملک دل می‌برند و…

Continue Reading...

ننموده استخوان ز تن ناتوان مرا

ننموده استخوان ز تن ناتوان مرا پیدا شده فتیلهٔ زخم نهان مرا تا زد به نام من غم او قرعهٔ جنون شد پاره پاره قرعه…

Continue Reading...

نفروخته خود را ز غمت باز خریدیم

نفروخته خود را ز غمت باز خریدیم آن خط غلامی که ندادیم دریدیم در دست نداریم به جز خار ملامت زان دامن گل کز چمن…

Continue Reading...

نشانم پیش تیرش کاش تیرش بر نشان آید

نشانم پیش تیرش کاش تیرش بر نشان آید که پیشم از پی تیر خود آن ابرو کمان آید مگوییدش حدیث کوه درد من که می‌ترسم…

Continue Reading...

نه من از تو مهر خواهم نه تو بگذری ز کین هم

نه من از تو مهر خواهم نه تو بگذری ز کین هم نه تر است این مروت نه مراست چشم این هم چه بهانه ساخت…

Continue Reading...

نوبهار آمد ولی بی‌دوستان در بوستان

نوبهار آمد ولی بی‌دوستان در بوستان آتشین میلیست در چشمم نهال ارغوان تا گل سوری بخندد ساقی بزم بهار ریخت در جام زمرد فام خیری…

Continue Reading...

نیازی کز هوس خیزد کدامش آبرو باشد

نیازی کز هوس خیزد کدامش آبرو باشد نیاز بلهوس همچون نماز بی‌وضو باشد ز مستی آنکه می‌گوید اناالحق کی خبر دارد که کرسی زیر پا،…

Continue Reading...