من اگر این بار رفتم ، رفتم آزارم مکن

من اگر این بار رفتم ، رفتم آزارم مکن این تغافلهای بیش از پیش در کارم مکن پای برگشتن نخواهم داشت خواهم رفت و ماند…

Continue Reading...

ملول از زهد خویشم ساکن میخانه خواهم شد

ملول از زهد خویشم ساکن میخانه خواهم شد حریف ساغر و هم مشرب پیمانه خواهم شد اگر بیند مرا طفلی به این آشفتگی داند که…

Continue Reading...

من آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود را

من آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود را به یک پرواز بی هنگام کردم مبتلا خود را نه دستی داشتم بر سر،…

Continue Reading...

من این کوشش که در تسخیر آن خودکام می‌کردم

من این کوشش که در تسخیر آن خودکام می‌کردم اگر وحشی غزالی بود او را رام می‌کردم در این مدت اگر اوقات من صرف ملک…

Continue Reading...

من اندوهگین را قصد جان کردی ، نکو کردی

من اندوهگین را قصد جان کردی ، نکو کردی رقیبان را به قتلم شادمان کردی ، نکو کردی به کنج کلبهٔ ویران غم نومیدم افکندی…

Continue Reading...

من که چون شمع از تف دل جانگدازی می‌کنم

من که چون شمع از تف دل جانگدازی می‌کنم گر سرم برداری از تن سرفرازی می‌کنم با چنین تندی و بی باکی که آن عاشق…

Continue Reading...

منع مهر غیر نتوان کرد یار خویش را

منع مهر غیر نتوان کرد یار خویش را هر که باشد، دوست دارد دوستار خویش را هر نگاهی از پی کاریست بر حال کسی عشق…

Continue Reading...

من و از دور تماشای گلستان کسی

من و از دور تماشای گلستان کسی به نسیمی شده خرسند ز بستان کسی در نظر نعمت دیدار و به حسرت نگران دستها بسته و…

Continue Reading...

منفعل دل خودم چند کشد جفای تو

منفعل دل خودم چند کشد جفای تو عذر جفای تو مگر خواهمش از خدای تو گشت ز تاب و طاقتم تاب رقیب منفعل هیچ خجل…

Continue Reading...

مهرم ز حرمان شد فزون شوقی ز حسرت کم نشد

مهرم ز حرمان شد فزون شوقی ز حسرت کم نشد هر چند حسرت بیش شد شوق و محبت کم نشد تخم امید ما از و…

Continue Reading...