لطفِ پنهانی او در حقِ من بسیار است
لطفِ پنهانی او در حقِ من بسیار است گر بهظاهر سخنش نیست سخن بسیار است فرصتِ دیدنِ گل آه که بسیار کم است و آرزوی…
ما چو پیمان با کسی بستیم دیگر نشکنیم
ما چو پیمان با کسی بستیم دیگر نشکنیم گر همه زهرست چون خوردیم ساغر نشکنیم پیش ما یاقوت یاقوتست و گوهر گوهر است دأب ما…
ما اجنبی ز قاعدهٔ کار عالمیم
ما اجنبی ز قاعدهٔ کار عالمیم بیهوده گرد کوچه و بازار عالمیم دیوانه طینتیم زر و سنگ ما یکیست اینیم اگر عزیز و گر خوار…
ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم
ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم امید ز هر کس که بریدیم ، بریدیم دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند از گوشهٔ بامی…
ما در مقام صبر فشردیم گام خویش
ما در مقام صبر فشردیم گام خویش یک گام آنطرف ننهیم از مقام خویش این مرغ تنگ حوصله را دانهای بس است صیاد ما به…
ما را به سوی خود خم موی تو میکشد
ما را به سوی خود خم موی تو میکشد زنجیر کرده بر سر کوی تو میکشد ای باغ خوش بخند که خلقی ز هر طرف…
ما گل به پاسبان گلستان گذاشتیم
ما گل به پاسبان گلستان گذاشتیم بستان به پرورندهٔ بستان گذاشتیم میآید از گشودن آن بوی منتی در بسته باغ خلد به رضوان گذاشتیم در…
ما را دو روزه دوری دیدار میکشد
ما را دو روزه دوری دیدار میکشد زهریست این که اندک و بسیار میکشد عمرت دراز باد که ما را فراق تو خوش میبرد به…
ما را میازار اینهمه چندین جفا بر ما مکن
ما را میازار اینهمه چندین جفا بر ما مکن آغاز عشق است ای پسر اینها مکن اینها مکن ول یاری بدان رسمیست خوبان را کهن…
ماه من گفتم که با من مهربان باشد، نبود
ماه من گفتم که با من مهربان باشد، نبود مرهم جان من آزرده جان باشد، نبود از میان بی موجبی خنجر به خون من کشید…





