کی دیدمش که قصد دل زار من نکرد
کی دیدمش که قصد دل زار من نکرد ننشست با رقیبی و آزار من نکرد یک شمه کار در فن ناز و کرشمه نیست کز…
کی بود کز تو جان فکاری نداشتم
کی بود کز تو جان فکاری نداشتم درد دلی و نالهٔ زاری نداشتم تا بود نقد جان ، به کف من نیامدی آنروز آمدی که…
گذشتم از درت بر خاک سد جا چشم تر مانده
گذشتم از درت بر خاک سد جا چشم تر مانده ببین کز اشک سرخم سد نشان بر خاک در مانده بیا بنگر که غمناکیست چشم…
گر چه میدانم که میرنجی و مشکل میشود
گر چه میدانم که میرنجی و مشکل میشود گر نکوبی حلقه صد جا بر در دل میشود همچو فانوسش کسی باید که دارد پاس حسن…
گر چه دوری میکنم بیصبر و آرامم هنوز
گر چه دوری میکنم بیصبر و آرامم هنوز مینمایم اینچنین وحشی ولی رامم هنوز باورش میآید از من دعوی وارستگی خود نمیداند که چون آورده…
گر ریخت پر عقابی ، فر هما بماند
گر ریخت پر عقابی ، فر هما بماند جاوید سایهٔ او بر فرق ما بماند رفت آنکه لشکری را در حملهای شکستی لشکر شکن اگر…
گر دیده به دریوزهٔ دیدار نیاید
گر دیده به دریوزهٔ دیدار نیاید دل در نظر یار چنین خوار نیاید ور دعوی جانبازی عشقی نکند دل بر جان کسی اینهمه آزار نیاید…
گر طی کنم طریق ادب را چه میکنی
گر طی کنم طریق ادب را چه میکنی رانم دلیر رخش طلب را چه میکنی گر من به دل فرو نخورم دشنههای ناز آن غمزهٔ…
گرد سر تو گردم و آن رخش راندنت
گرد سر تو گردم و آن رخش راندنت واندست و تازیانه و مرکب جهاندنت شهری به ترکتاز دهد بلکه عالمی ترکانه برنشستن و هر سو…
گرچه کردم ذوقها از آشناییهای او
گرچه کردم ذوقها از آشناییهای او انتقام از من کشید آخر جداییهای او اله اله این دل است آن دل که وقتی داشتم یاد آن…





