کردیم نامزد به تو نابود و بود خویش

کردیم نامزد به تو نابود و بود خویش گشتیم هیچکارهٔ ملک وجود خویش غماز در کمین گهرهای راز بود قفلی زدیم بر در گفت و…

Continue Reading...

کسی از دور تا کی چین ابروی کسی بیند

کسی از دور تا کی چین ابروی کسی بیند سراپا چشم حسرت گردد و سوی کسی بیند ز روی خویشتن هم شرم می‌آید مرا تا…

Continue Reading...

کسی خود جان نبرد از شیوهٔ چشم فسون‌سازت

کسی خود جان نبرد از شیوهٔ چشم فسون‌سازت دگر قصد که داری ای جهانی کشتهٔ نازت نمی‌دانم که باز ای ابر رحمت بر که می‌باری…

Continue Reading...

که جان برد اگر آن مست سرگران بدرآید

که جان برد اگر آن مست سرگران بدرآید کلاه کج نهد و بر سر گذر بدر آید رسید بار دگر بار حسن حکم چه باشد…

Continue Reading...

کشیده عشق در زنجیر، جان ناشکیبا را

کشیده عشق در زنجیر، جان ناشکیبا را نهاده کار صعبی پیش، صبر بند فرسا را توام سررشته داری، گر پرم سوی تو معذورم که در…

Continue Reading...

کسی کز رشک من محروم از آن پیمان شکن گرید

کسی کز رشک من محروم از آن پیمان شکن گرید اگر در بزم او بیند مرا، بر حال من گرید به بزم عیش بی دردان…

Continue Reading...

کوهکن بر یاد شیرین و لب جان پرورش

کوهکن بر یاد شیرین و لب جان پرورش جان شیرین داد و غیر از تیشه نامد بر سرش آنکه مشت استخوانی بود بگذر سوی او…

Continue Reading...

کوچنان یاری که داند قدر اهل درد چیست

کوچنان یاری که داند قدر اهل درد چیست چیست عشق و کیست مرد عشق و درد مرد چیست گلشن حسنی ولی بر آه سرد ما…

Continue Reading...

کی اهل دل به کام خود از دوستان برند

کی اهل دل به کام خود از دوستان برند تا کارشان به جان نرسد کی ز جان برند از ما برید یار به اندک حکایتی…

Continue Reading...

کی تبسم دور از آن شیرین تکلم می‌کنم

کی تبسم دور از آن شیرین تکلم می‌کنم زهر خند است این که پنداری تبسم می‌کنم در میان اشک شادی گم شدم روز وصال اینچنین…

Continue Reading...