صبرم نماند و نیست دگر تاب فرقتم
صبرم نماند و نیست دگر تاب فرقتم خوش بر سر بهانه نشستهست طاقتم من مرد حملهٔ سپه هجر نیستم گیرم که استوار بود پای جرأتم…
صد دشنه بر دل میخورم وز خویش پنهان میکنم
صد دشنه بر دل میخورم وز خویش پنهان میکنم جان گریه بر من میکند من خنده بر جان میکنم خون قطره قطره میچکد تا اشک…
طراز سبزهٔ بر گلشن عذار خوش است
طراز سبزهٔ بر گلشن عذار خوش است معین است که گلشن به نوبهار خوش است چه خوش بود طرف روی یار از خط سبز بلی…
طایر بستان پرستم لیکنم پر باز نیست
طایر بستان پرستم لیکنم پر باز نیست گلشنم نزدیک اما رخصت پرواز نیست در قفس گر ماند بلبل باغ عیشت تازه باد رونق گلزار از…
طی زمان کن ای فلک ، مژدهٔ وصل یار را
طی زمان کن ای فلک ، مژدهٔ وصل یار را پارهای از میان ببر این شب انتظار را شد به گمان دیدنی، عمر تمام و…
عاشقِ یکرنگ را یارِ وفادار هست
عاشقِ یکرنگ را یارِ وفادار هست بندهٔ شایسته نیست ورنه خریدار هست میرسدت ای پسر بر همهکس ناز کن حسن و جمالِ تو را نازِ…
عتاب اگر چه همان در مقام خونریز است
عتاب اگر چه همان در مقام خونریز است ولیک تیغ تغافل نه آنچنان تیز است دلیریی که دلم کرد و میزند در صلح به اعتماد…
عزت مبردر کار دل این لطف بیش از پیش را
عزت مبردر کار دل این لطف بیش از پیش را این بس که ضایع میکنی برمن جفای خویش را لطفی که بد خو سازدم ناید…
عزلت ما شده سر تاسر دنیا مشهور
عزلت ما شده سر تاسر دنیا مشهور قاف تا قاف بود عزلت عنقا مشهور پایه آن یافت که گردید مجرد ز همه هست آری به…
عشق کو تا شحنهٔ حسرت به زندانم کشد
عشق کو تا شحنهٔ حسرت به زندانم کشد انتقال عهد فارغ بالی از جانم کشد بر در میخانه من خواهم که آید غمزه مست گه…





