سد حیف از محبت بیش از قیاس ما

سد حیف از محبت بیش از قیاس ما با بیوفای حق وفا ناشناس ما بودی به راه سیل بسی به که راه او طرح بنای…

Continue Reading...

سد خانهٔ دین سوخت به هر رهگذر از تو

سد خانهٔ دین سوخت به هر رهگذر از تو کافر نکند آنچه تو کردی ، حذر از تو بی رحم کسی شرح جگر خوردن من…

Continue Reading...

سرت از غرور خوبی به کسی فرو نیاید

سرت از غرور خوبی به کسی فرو نیاید سر این غرور کردم که کمی درو نیاید بحلی ز من اگر چه همه باد برد نامم…

Continue Reading...

سرخی‌ای کان ز نی تیر تو پیدا باشد

سرخی‌ای کان ز نی تیر تو پیدا باشد رنگ خونابهٔ خم جگر ما باشد رازها دارم و زان بیم که بدنام شود می‌کنم دوری از…

Continue Reading...

سوزِ تبِ فراقِ تو درمان‌پذیر نیست

سوزِ تبِ فراقِ تو درمان‌پذیر نیست تا زنده‌ام چو شمع از اینم گزیر نیست هر درد را که می‌نگری هست چاره‌ای دردِ محبت است که…

Continue Reading...

سوی بزمت نگذرم از بس که خوارم کرده‌ای

سوی بزمت نگذرم از بس که خوارم کرده‌ای تا نداند کس که چون بی اعتبارم کرده‌ای چون بسوی کس توانم دید باز از انفعال اینچنین…

Continue Reading...

شام هجران تو تشریف به هر جا ببرد

شام هجران تو تشریف به هر جا ببرد در پس و پیش هزاران شب یلدا ببرد دود آتشکده از کلبه عاشق خیزد گر به کاشانهٔ…

Continue Reading...

شد بی‌حساب کشور جانها خراب از او

شد بی‌حساب کشور جانها خراب از او ترک است و تندخو چه عجب بی حساب از او پروانه یک زمان دگر زنده بیش نیست ای…

Continue Reading...

شد صرف عمرم در وفا بیداد جانان همچنان

شد صرف عمرم در وفا بیداد جانان همچنان جان باختم در دوستی او دشمن جان همچنان هر کس که آمد غیر ما در بزم وصلش…

Continue Reading...

شد وقت آن دیگر که من ترک شکیبایی کنم

شد وقت آن دیگر که من ترک شکیبایی کنم ناموس را یک سو نهم بنیاد رسوایی کنم چندی بکوشم در وفا کز من نپوشد راز…

Continue Reading...