ز کمال ناتوانی به لب آمدست جانم

ز کمال ناتوانی به لب آمدست جانم به طبیب من که گوید که چه زار و ناتوانم به گمان این فکندم تن ناتوان به کویت…

Continue Reading...

ز کوی آن پری دیوانه رفتم

ز کوی آن پری دیوانه رفتم نکو کردم خردمندانه رفتم بیا بشنو ز من افسانه عشق که دیگر بر سر افسانه رفتم ز من باور…

Continue Reading...

ز کویت رخت بربستم نگاهی زاد راهم کن

ز کویت رخت بربستم نگاهی زاد راهم کن به تقصیر عنایت یک تبسم عذر خواهم کن ره آوارگی در پیش و از پی دیدهٔ حسرت…

Continue Reading...

زان عهد یاد باد که از ما به کین نبود

زان عهد یاد باد که از ما به کین نبود بودش گمان مهر وهنوزش یقین نبود اقرار مهر کردم وگفتم وفاکنی کشتی مرا قرار تو…

Continue Reading...

زهر در چشم و چین بر ابرو چیست

زهر در چشم و چین بر ابرو چیست باز فرمان تندی خو چیست غیر ازین کآمدیم و خوار شدیم گنه ما درین سر کو چیست…

Continue Reading...

زین سان که تند می‌گذرد خوش‌خرام من

زین سان که تند می‌گذرد خوش‌خرام من کی ملتفت شود به جواب سلام من گفتم بگو از آن لبِ شیرین حکایتی سد تلخ گفت دلبر…

Continue Reading...

سبوی باده‌ای گویا به هر پیمانه‌ای خوردی

سبوی باده‌ای گویا به هر پیمانه‌ای خوردی ندارد یک خم این مستی مگر خمخانه‌ای خوردی نه دأب آشنایانست با هم رطل پیمودن تو این می…

Continue Reading...

ساکن گلخن شدم تا صاف کردم سینه را

ساکن گلخن شدم تا صاف کردم سینه را دادم از خاکستر گلخن صفا آیینه را پیش رندان حق شناسی در لباسی دیگر است پر به…

Continue Reading...

سحر کجاست که فراش جلوه‌گاه توام

سحر کجاست که فراش جلوه‌گاه توام نشسته بر سر ره دیده‌بان راه توام هنوز خفته چو بخت منند خلق که من برون دویده ز شوق…

Continue Reading...

سد حشر جان ز پی یکه سواری رسید

سد حشر جان ز پی یکه سواری رسید خنجر پرخون به دست شیر شکاری رسید بیهده ابرش نتاخت این‌طرف آن ترک مست تیغ به دست…

Continue Reading...