رسید و آن خم ابرو بلند کرد و گذشت

رسید و آن خم ابرو بلند کرد و گذشت تواضعی که به ابرو کنند، کرد و گذشت نوازشم به جواب سلام اگر چه نداد تبسمی…

Continue Reading...

رشک می‌بردند شهری بر من و احوال من

رشک می‌بردند شهری بر من و احوال من کرد ضایع کار من این بخت بی اقبال من طایری بودم من و غوغای بال افشانیی چشم…

Continue Reading...

روزها شد تا کسم پیرامن این در ندید

روزها شد تا کسم پیرامن این در ندید تا تو گفتی دور شو زین در کسم دیگر ندید سوخت ما را آنچنان حرمان عاشق سوز…

Continue Reading...

روزی این بیگانگی بیرون کند از خوی خویش

روزی این بیگانگی بیرون کند از خوی خویش آشنای ما شود مارا بخواند سوی خویش هم رسد روزی که در کار بد آموز افکند این…

Continue Reading...

روم به جای دگر ، دل دهم به یار دگر

روم به جای دگر ، دل دهم به یار دگر هوای یار دگر دارم و دیار دگر به دیگری دهم این دل که خوار کردهٔ…

Continue Reading...

ز پیش دیده تا جانان من رفت

ز پیش دیده تا جانان من رفت تو پنداری که از تن جان من رفت اگر خود همره جانان نرفتم ولی فرسنگها افغان من رفت…

Continue Reading...

ریخت خونم را و برد از پیش آن بیداد کیش

ریخت خونم را و برد از پیش آن بیداد کیش خون چون من بیکسی آسان توان بردن ز پیش هست بیش از طاقت من بار…

Continue Reading...

ز شبهای دگر دارم تب غم بیشتر امشب

ز شبهای دگر دارم تب غم بیشتر امشب وصیت می‌کنم باشید از من با خبر امشب مباشید ای رفیقان امشب ِ دیگر ز من غافل…

Continue Reading...

ز عشق من به تو اغیار بدگمان شده‌اند

ز عشق من به تو اغیار بدگمان شده‌اند کرشمه‌های نهان را نگاهبان شده‌اند حمایتی که حریفان بزم در بد من تمام متفق و جمله همزبان…

Continue Reading...

ز کار بستهٔ ما عقدهٔ حرمان که بگشاید

ز کار بستهٔ ما عقدهٔ حرمان که بگشاید که سازد این کلید و قفل این زندان که بگشاید به گلخن گر روم از رشک گلخن…

Continue Reading...