در آن مجلس که او را همدم اغیار میدیدم
در آن مجلس که او را همدم اغیار میدیدم اگر خود را نمیکشتم بسی آزار میدیدم چه بودی گر من بیمار چندان زنده میبودم که…
در اول عشق و جنون آهم ز گردون بگذرد
در اول عشق و جنون آهم ز گردون بگذرد آغاز کردم اینچنین، انجام آن چون بگذرد لیلی که شد مجنون ازو دور از خرد سد…
در بزم وصل اگر چه همین در میان منم
در بزم وصل اگر چه همین در میان منم چون نیک بنگری ز همه بر کران منم رنگی ز گل ندارم و بویی ز یاسمن…
در دل همان محبت پیشینه باقی است
در دل همان محبت پیشینه باقی است آن دوستی که بود در این سینه باقی است باز آ و حسن جلوه ده و عرض ناز…
در راسته ناز فروشان که بتانند
در راسته ناز فروشان که بتانند ماییم ونگاهی که به هیچش نستانند ای عشق شدی خوار بکش ناز دو روزی کاین حسن فروشان همه قدر…
در راه عشق با دل شیدا فتادهایم
در راه عشق با دل شیدا فتادهایم چندان دویدهایم که از پا فتادهایم عاشق بسی به کوی تو افتاده است لیک ما در میانهٔ همه…
در ماندهام به درد دل بی علاج خویش
در ماندهام به درد دل بی علاج خویش و ز بد مزاجی دل کودک مزاج خویش مهر خزانه یافت دل و جان و هر چه…
در ره پر خطر عشق بتان بیم سر است
در ره پر خطر عشق بتان بیم سر است بر حذر باش در این راه که سر در خطر است پیش از آنروز که میرم…
درون دل به غیر از یار و فکر یار کی گنجد
درون دل به غیر از یار و فکر یار کی گنجد خیال روی او اینجا در او اغیار کی گنجد ز حرف و صوت بیرونست…
دگر آن شبست امشب که ز پی سحر ندارد
دگر آن شبست امشب که ز پی سحر ندارد من و باز آن دعاها که یکی اثر ندارد من و زخم تیز دستی که زد…





