خنده‌ات برما و بر داغ دل درمانده چیست

خنده‌ات برما و بر داغ دل درمانده چیست گریه‌ات بر حال ماگر نیست باری خنده چیست از قدح نوشیدن پنهانیش با دیگران گر نمی‌داند که…

Continue Reading...

خوار می‌کن ، زار می‌کش، منتت بر جان ماست

خوار می‌کن ، زار می‌کش، منتت بر جان ماست خواری ظاهر گواه عزت پنهان ماست چشم ظاهر بین بر آزار است وای ار بنگرد این…

Continue Reading...

خواهد دگر به دامگهی بال بسته‌ای

خواهد دگر به دامگهی بال بسته‌ای مرغ قفس شکسته‌ای از دام جَسته‌ای صیاد کیست تا نگذارد ز هستیش غیر از سر بریده و بال شکسته‌ای…

Continue Reading...

خود رنجم و خود صلح کنم عادتم اینست

خود رنجم و خود صلح کنم عادتم اینست یک روز تحمل نکنم طاقتم اینست بر خنجر الماس نهادم ز تو پهلو آسوده دلا بین که…

Continue Reading...

خواهم آن عشق که هستی ز سرما ببرد

خواهم آن عشق که هستی ز سرما ببرد بیخودی آید و ننگ خودی از ما ببرد خانه آتش زدگانیم ستم گو می‌تاز آنچه اندوخته باشیم…

Continue Reading...

خوش است بزم ولی پر ز خائن راز است

خوش است بزم ولی پر ز خائن راز است سخن به رمز بگویم که غیر، غماز است که بر خزانهٔ این رازهای پنهان زد؟ که…

Continue Reading...

خوش است چشم به چشم تو و نگاه نهانی

خوش است چشم به چشم تو و نگاه نهانی رسالت دل و جان سوی هم ز راه نهانی کرشمهٔ تو ز بس باشدش برای اجابت…

Continue Reading...

خوش آن کو غنچه سان با گلعذاری همنشین باشد

خوش آن کو غنچه سان با گلعذاری همنشین باشد صراحی در بغل جام میش در آستین باشد ز دستت هر چه می‌آمد به ارباب وفا…

Continue Reading...

خوش آن روزی که زنجیر جنون بر پای من باشد

خوش آن روزی که زنجیر جنون بر پای من باشد به هر جا پا نهم از بیخودی غوغای من باشد خوش آن عشقی که در…

Continue Reading...

خوش آن نیاز که رفع حیا تواند کرد

خوش آن نیاز که رفع حیا تواند کرد نگاه را به نگاه آشنا تواند کرد خوش آن نگاه که در آشنایی اول شروع در سخن…

Continue Reading...