چشم او قصد عقل و دین دارد

چشم او قصد عقل و دین دارد لشکر فتنه در کمین دارد عالمی را کند مسخر خویش هر که او لشکری چنین دارد مست و…

Continue Reading...

چندین عنایت از پی چندین جفا چه بود

چندین عنایت از پی چندین جفا چه بود تغییر طور خویش چرا مدعا چه بود ما کشتهٔ جفا نه برای وفا شدیم سد جان فدای…

Continue Reading...

چه دیدی ای که هرگز بد نبینی

چه دیدی ای که هرگز بد نبینی که سوی مبتلای خود نبینی عفا ک اله مرا کشتی و رفتی نکو رفتی الاهی بد نبینی مجو…

Continue Reading...

چه خوش بودی دلا گر روی او هرگز نمی‌دیدی

چه خوش بودی دلا گر روی او هرگز نمی‌دیدی جفاهای چنین از خوی او هرگز نمی‌دیدی سخن‌هایی که در حق تو سر زد از رقیب…

Continue Reading...

چه فروشدی به کلفت چه شدت چه حال داری

چه فروشدی به کلفت چه شدت چه حال داری برو و بکش دو جامی که بسی ملال داری دل تست فارغ از غم که شراب…

Continue Reading...

چه شود گرم نوازی به عنایت خطابی

چه شود گرم نوازی به عنایت خطابی نه اگر برای لطفی به بهانهٔ عتابی ته پای جان شکاری دل من به خون زند پر چو…

Continue Reading...

چه کم می‌گردد از حشمت بلاگردان نازم کن

چه کم می‌گردد از حشمت بلاگردان نازم کن نگاهی چند ناز آلوده در کار نیازم کن درخت میوه‌ای داری صلای میوه‌ای میزن ولی اندیشه از…

Continue Reading...

چه گویمت که چه با جانم اشتیاق نکرد

چه گویمت که چه با جانم اشتیاق نکرد چه کارها که به فرمودهٔ فراق نکرد زمانه وصل ترا سد سبب مهیا ساخت ولی چه سود…

Continue Reading...

چه لطف‌ها که در این شیوهٔ نهانی نیست

چه لطف‌ها که در این شیوهٔ نهانی نیست عنایتی که تو داری به من بیانی نیست کرشمه گرم سؤال است، لب مکن رنجه که احتیاج…

Continue Reading...

چو پیش نقش شیرین کوهکن عرض بلا کردی

چو پیش نقش شیرین کوهکن عرض بلا کردی اگر سنگین نبودی گوش او فریادها کردی کند بیگانگی هر چند گویم شرح غم با او چه…

Continue Reading...