تا ابد دولت نواب ولی سلطان باد

تا ابد دولت نواب ولی سلطان باد ملکت سرمدیش نامزد فرمان باد آن عصایی که شکست سر قیصر با اوست پیش قصرت به سر دست…

Continue Reading...

تا چند به غمخانهٔ حسرت بنشینم

تا چند به غمخانهٔ حسرت بنشینم وقتست که با یار به عشرت بنشینم بی طاقتیم در ره او می‌رود از حد کو صبر که در…

Continue Reading...

تا قسمتم ز میکدهٔ آرزوی کیست

تا قسمتم ز میکدهٔ آرزوی کیست رطل میی که مست شوم ، در سبوی کیست تیغی که زخم ناز به قدر جگر خورم تا در…

Continue Reading...

تا مقصد عشاق رهی دور و دراز است

تا مقصد عشاق رهی دور و دراز است یک منزل از آن بادیهٔ عشق مجاز است در عشق اگر بادیه‌ای چند کنی طی بینی که…

Continue Reading...

تاب رخ او مهر جهانتاب ندارد

تاب رخ او مهر جهانتاب ندارد جز زلف کسی پیش رخش تاب ندارد خواب آورد افسانه و افسانهٔ عاشق هر کس که کند گوش دگر…

Continue Reading...

تازه شد آوازهٔ خوبی ، گلستان ترا

تازه شد آوازهٔ خوبی ، گلستان ترا نغمه سنج نو، مبارک باد، بستان ترا خوان زیبایی به نعمتهای ناز آراست، حسن نعمت این خوان گوارا…

Continue Reading...

ترسم جنون غالب شود طغیان کند سودای تو

ترسم جنون غالب شود طغیان کند سودای تو طوقم به گردن برنهد عشق جنون فرمای تو می‌آیی و می‌افکند چا کم به جیب عافیت شاخ…

Continue Reading...

ترسم در این دلهای شب از سینه آهی سرزند

ترسم در این دلهای شب از سینه آهی سرزند برقی ز دل بیرون جهد آتش به جایی درزند از عهده چون آید برون گر بر…

Continue Reading...

ترک ما کردی برو همصحبت اغیار باش

ترک ما کردی برو همصحبت اغیار باش یار ما چون نیستی با هر که خواهی یار باش مست حسنی با رقیبان میل می خوردن مکن…

Continue Reading...

تغافلها زد اما شد نگاهی عذر خواه من

تغافلها زد اما شد نگاهی عذر خواه من که سد ره گشت بر گرد سر چشمش نگاه من مرا چشم تو افکند از نظر اما…

Continue Reading...