ای چشم تو را چو من جهانی شده مست

ای چشم تو را چو من جهانی شده مست در پای تو افتاده چو گیسوی تو پست لعل لب تو ببرد آب یاقوت دندان خوشت…

Continue Reading...

ای حلقه مشکین تو دام دل من

ای حلقه مشکین تو دام دل من محنت‌کده عشق تو نام دل من مشکن دل من که آخر ای دوست مدام پر باده عشق توست…

Continue Reading...

ای حور سرشت هیچ چیزت بد نیست

ای حور سرشت هیچ چیزت بد نیست وز حسن تو ماه را یکی از صد نیست آن چشمه که حوض کوثرش می‌خوانند گر هست دهان…

Continue Reading...

ای خواجه بگو چه دیده‌ای باش هنوز

ای خواجه بگو چه دیده‌ای باش هنوز زین ره به کجا رسیده‌ای باش هنوز زان جرعه که زان سپهر سرگردان شد یک قطره کجا چشیده‌ای…

Continue Reading...

ای در سر زلف تو پریشانی‌ها

ای در سر زلف تو پریشانی‌ها خوی لب لعلت شکرافشانی‌ها در باغ رخت که نزهت چشم من است شفتالوهاست لیتنی جانیها

Continue Reading...

ای دل تو ز همنشین دگرسان گردی

ای دل تو ز همنشین دگرسان گردی با هر چه نشینی به صفت آن گردی پیوسته چو گرد زلف خوبان گردی این مایه ندانی که…

Continue Reading...

ای زلف به تاب دوست تاب تو که راست

ای زلف به تاب دوست تاب تو که راست وی لعل خوشش برگ عتاب تو که راست ای چشمش اگر سوال جان خواهی کرد جز…

Continue Reading...

ای دل که شدی در سر آن زلف به تاب

ای دل که شدی در سر آن زلف به تاب در جایگه خوشی مکن جنگ و عتاب وی دیده که تشنه‌ای بر آن درّ خوشاب…

Continue Reading...

ای دل مطلب دوا ز معلولی چند

ای دل مطلب دوا ز معلولی چند مشغول مشو به مهر مشغولی چند پیرامن آستان درویشان گرد باشد که شوی قبول مقبولی چند

Continue Reading...

ای طبع تو را جان لطیفان بنده

ای طبع تو را جان لطیفان بنده ساز تو مزاج طبع را سازنده در خدمت تو همه چو چنگ استاده وز غایت شرم سر به…

Continue Reading...