از باغ ارم گوشه درویشان به
از باغ ارم گوشه درویشان به درویش ز چشم این و آن پنهان به در جیب کشیدیم سر و آسودیم سر درکشی از سرکشی سلطان…
از مه قدحی نهاده بر کف گردون
از مه قدحی نهاده بر کف گردون یاران گه خواب نیست خیزید کنون ما نیز به کام خود قدح برگیریم نتوان بودن ز دور گردون…
امشب که رسید دوست در منزل من
امشب که رسید دوست در منزل من شد جان و دل از حضورش آب و گل من آیینه دل یافت صفا از رویش ای صبح…
انگور و شراب را سعادت بادا
انگور و شراب را سعادت بادا می مستی و خواب را سعادت بادا بادام شکست روغن صافی هست گل رفت گلاب را سعادت بادا
ای آب لطافت و طرب در جویت
ای آب لطافت و طرب در جویت جان زنده کند نسیم کآرد بویت ز انگشتنمای عاشقان در کویت ترسم که نشان بماند اندر رویت
ای آنکه لبت آب حیات طرب است
ای آنکه لبت آب حیات طرب است روی تو چو باده خرمی را سبب است جان از لب یار میستاند لب تو این کآب حیات…
ای باد اگرش خوش دل و تنها بینی
ای باد اگرش خوش دل و تنها بینی و او را هوس این دل شیدا بینی گویش تو بدان نشان که دی میگفتی کاحوال تو…
ای باد مراغه حال خویشان خون است
ای باد مراغه حال خویشان خون است وان یار مرا زلف پریشان چون است خون گشت دلم ز درد نادیدنشان گویی دل نازنین ایشان چون…
ای بیخبران شکل مجازی هیچ است
ای بیخبران شکل مجازی هیچ است احوال فلک بدین درازی هیچ است برگیر به عقل پرده از چشم خیال تا بشناسی کاین همه بازی هیچ…
ای جام لب نگار میدار به دست
ای جام لب نگار میدار به دست با او چو خوش آورید این کار بدست بادا ز لب یار قدح مالامال کآورد به خون دل…





