هزاران نقش گوناگون ببستم
هزاران نقش گوناگون ببستم به دستانی مگر آیی به دستم گهی در جست و جویت میدویدم گهی در خاک کویت مینشستم رسولان را به حضرت…
هر که او عاشق جمال بود
هر که او عاشق جمال بود شاهدش خود گواه حال بود گر بود پاکباز شاهد نیز پاک و روشنتر از زلال بود حال اگر برخلاف…
هوس عمر عزیزم ز برای تو بود
هوس عمر عزیزم ز برای تو بود بکشم جور جهانی چو رضای تو بود در ازل جان مرا عشق تو هم صحبت بود تا ابد…
یار ما محملنشین و ساربان مستعجل است
یار ما محملنشین و ساربان مستعجل است چون روان گردم که زاب دیده پایم در گل است میرود من در پیَش فریاد میدارم ولیک همچو…
وداع چون تو نگاری نه کار آسان است
وداع چون تو نگاری نه کار آسان است هلاک عاشق مسکین فراق جانان است نگر مفارقت جان ز تن چگونه بود به جان دوست که…
یاد باد آن راحت جان یاد باد
یاد باد آن راحت جان یاد باد عاشقان را عهد جانان یاد باد چون تماشا را به سروستان رویم قد آن سرو خرامان یاد باد…
وداع یار و دیارم چو بگذرد به خیال
وداع یار و دیارم چو بگذرد به خیال شود منازلم از آب دیده مالامال ز سوز سینه من ساربان به فریاد است ز بیم آن…
یاری که رخش قبله صاحبنظران است
یاری که رخش قبله صاحبنظران است چشم و دل مردم به جمالش نگران است خواهم که ببوسم قدمش نیست مجالم هر جا که نهم دیده…
یک نکته معنی ز همه دنیی به
یک نکته معنی ز همه دنیی به دنیی چه بود ز جنت الماوی به شاهی مطلب منصب درویشی جوی کز هر دو جهان بندگی مولی…
از سبزه شود خرد چو ماه اندر میغ
از سبزه شود خرد چو ماه اندر میغ چون رفت خرد ز سر بود لایق تیغ گر آدمیای میل تو با سبزه خطاست ورزان که…





