نبود خلاص ما را ز دو چشم شوخ شنگش

نبود خلاص ما را ز دو چشم شوخ شنگش که چو در کرشمه آید گذرد ز جان خدنگش هوس شکار دارد منم از جهان و…

Continue Reading...

نظرها محرم رویت نبودند

نظرها محرم رویت نبودند به مشتاقان نموداری نمودند چو بر آب و گل آمد عکس رویت دری از حسن بر عالم گشودند زگل گل‌های گوناگون…

Continue Reading...

نفس کافر کیش را عشق تو در ایمان کشید

نفس کافر کیش را عشق تو در ایمان کشید دیو را حکم سلیمان باز در فرمان کشید در میان ظلمت آب زندگانی جست خضر نور…

Continue Reading...

نرسیده‌ست به گوش تو مگر فریادم

نرسیده‌ست به گوش تو مگر فریادم ورنه هرگز ندهد دل که نیاری یادم در همه شهر چو روی تو ندیدم رویی که بر او فتنه…

Continue Reading...

نه باغ بود و نه انگور و می، نه باده‌پرست

نه باغ بود و نه انگور و می، نه باده‌پرست که دوست داد شرابی به عاشقان الست هنوز در سر ما هست ذوق آن مستی…

Continue Reading...

نه چنان مست و خرابم ز دو چشم ساقی

نه چنان مست و خرابم ز دو چشم ساقی که مرا با دگری هست خیالی باقی مستی از هستی من جز سر مویی نگذاشت وان…

Continue Reading...

نوبهار و بوی زلف یار و انفاس نسیم

نوبهار و بوی زلف یار و انفاس نسیم اهل دل را می‌دهد پیغام جنات نعیم صبح سر بر زد ز مشرق باده پیش آر ای…

Continue Reading...

نیاید در قلم یارا حدیث آرزومندان

نیاید در قلم یارا حدیث آرزومندان اگر صد سال بنویسم بود باقی دو صد چندان در این آتش که من هستم زمانی دشمنت بادا که…

Continue Reading...

هر کاو سر تو دارد پروای سر ندارد

هر کاو سر تو دارد پروای سر ندارد مست تو تا قیامت از خود خبر ندارد هر عاشقی که جانش بویت شنیده باشد سر بی…

Continue Reading...

نیِ بی‌نوا ز شکّر به نوا شکرفشان شد

نیِ بی‌نوا ز شکّر به نوا شکرفشان شد چه خوش است نغمه او را که حیات جاودان شد منگر در آن که دارد تن نازکش…

Continue Reading...