گر دلم را اشتیاق روی یاران نیستی

گر دلم را اشتیاق روی یاران نیستی ز آتش دل آب چشمم همچو باران نیستی ارغوان و سنبل و نرگس کجا رستی ز خاک در…

Continue Reading...

گرچه سیاحان جهان گردیده‌اند

گرچه سیاحان جهان گردیده‌اند مثل رویت کافرم گر دیده‌اند مهرورزان پیش نقش روی تو بر جمال شاهدان خندیده‌اند ماه‌رویان ز اشتیاقت سال‌ها پای سرو و…

Continue Reading...

گفت از برای چیدن گل در چمن شدی

گفت از برای چیدن گل در چمن شدی از مات شرم باد که پیمان‌شکن شدی آخر نسیم گل اثر بوی ما نداشت تا در چمن…

Continue Reading...

گلستانی و ما مستان بویی

گلستانی و ما مستان بویی چه باشد گر بیابم آرزویی چو از روی تو محروم است چشمم سحرگه با صبا بفرست بویی میان ما چو…

Continue Reading...

لبت راست آب حیاتی دگر

لبت راست آب حیاتی دگر دهان تو دارد نباتی دگر تو سلطان حسنی و ما بی‌نوا بود حسن را هم زکاتی دگر نظر کرده چشمت…

Continue Reading...

ما به دست یار دادیم اختیار خویش را

ما به دست یار دادیم اختیار خویش را حاصلی زین به ندانستیم کار خویش را بر امید آن که روزی کار ما گیرد قرار سال‌ها…

Continue Reading...

ما به بوی زلف یار مهربان آسوده‌ایم

ما به بوی زلف یار مهربان آسوده‌ایم گر نباشد مشک و عنبر در جهان آسوده‌ایم چون به خلوت با خیالش عشق بازی می‌کنیم از گلستان…

Continue Reading...

ما گر چه ز خدمتت جداییم

ما گر چه ز خدمتت جداییم تا ظن نبری که بی‌وفاییم آن‌ها که وفا به سر نبردند زنهار گمان مبر که ماییم ما زرق و…

Continue Reading...

ما می‌رویم داده تو را یادگار دل

ما می‌رویم داده تو را یادگار دل نازک بود حکایت دل زینهار دل خوش دار هفته‌ای دل ما را که سال‌ها پرورده است مهر تو…

Continue Reading...

ماه رویا دوش عزم جام و ساغر کرده‌ای

ماه رویا دوش عزم جام و ساغر کرده‌ای خواب دوشین در کنار یار دیگر کرده‌ای دشمنم را تا سحرگه شمع مجلس بوده‌ای وز فروغ چهره…

Continue Reading...