حسنت چو اشتیاق دلم بی‌نهایت است

حسنت چو اشتیاق دلم بی‌نهایت است وز عاشقان فراغت یارم به غایت است با چشم مست و زلف پریشان نهادِ او همرنگ می‌شویم چه جای…

Continue Reading...

حسن تو را ممالک دل‌ها مسخر است

حسن تو را ممالک دل‌ها مسخر است مقبل کسی که وصل تو او را میسر است بر منزل مبارک تو هر که بگذرد گوید که…

Continue Reading...

حسنی که هست روی تو را بی‌نهایت است

حسنی که هست روی تو را بی‌نهایت است خوب است گل ولی نمک اینجا به غایت است افسانه‌های خسرو و شیرین ز حد گذشت ما…

Continue Reading...

خانه امروز بهشت است که رضوان اینجاست

خانه امروز بهشت است که رضوان اینجاست وقت پروردن جان است که جانان اینجاست نیست ما را سر بستان و ریاحین امروز نرگس مست و…

Continue Reading...

خرامان می‌رود آن سرو قامت

خرامان می‌رود آن سرو قامت جهانی را از آن قامت قیامت مؤذن گر ببیند قامتت را فراموشش شود تکبیر و قامت امام از شوق آن…

Continue Reading...

خجسته زمانی و خوش روزگاری

خجسته زمانی و خوش روزگاری که بازآید از در مرا چون تو یاری ز رویت بهشتی شود مسکن ما به هر گوشه‌ای بشکفد لاله‌زاری به…

Continue Reading...

خیالی بود و خوابی وصل یاران

خیالی بود و خوابی وصل یاران شب مهتاب و فصل نوبهاران میان باغ و یار سرو بالا خرامان بر کنار جویباران چمن میشد ز عکس…

Continue Reading...

دارم امید وصل تمنای من ببین

دارم امید وصل تمنای من ببین طبع مشوش و دل شیدای من ببین برگ گل و بنفشه ببویم هزار بار بر یاد روی و مویش…

Continue Reading...

داشتم روزی نگاری یاد می‌آید مرا

داشتم روزی نگاری یاد می‌آید مرا هر زمان از یاد او فریاد می‌آید مرا مجمع اصحاب و وصل یار و ایام شباب همچو برق تیزرو…

Continue Reading...

دانی چگونه باشد از دوستان جدایی

دانی چگونه باشد از دوستان جدایی چون دیده‌ای که ماند خالی ز روشنایی سهل است عاشقان را از جان خود بریدن لیکن ز روی جانان…

Continue Reading...