ای سر زلف خوشت سلسله جنبان دل
ای سر زلف خوشت سلسله جنبان دل دل به لبت دادهام جان تو و جان دل بر رخ زیبای خود زلف مشوش ببین تا بنماید…
ای سواد زلف تو سودای من
ای سواد زلف تو سودای من روی تو خورشید مهرافزای من دل میان زلفت و من رهنشین فرق بین از جای او تا جای من…
ای سراندازان سراندازی کنید
ای سراندازان سراندازی کنید خرقه بازی چیست جانبازی کنید کاسههای سر چو از سودای دوست نیست خالی کیسهپردازی کنید تا رسیدن با شبستان وصال با…
ای صبا آنچه شنیدی ز لب یار بگو
ای صبا آنچه شنیدی ز لب یار بگو عاشقان محرم رازند نه اغیار بگو هم تو داری خبر از زلف گره بر گرهاش پیش ما…
ای گل از غنچه کی برون آیی
ای گل از غنچه کی برون آیی که شدم ز انتظار سودایی بلبلان را نمیبرد شب خواب تا سحرگه نقاب بگشایی با صبا گفتهای که…
ای منزل مبارک میبخشیم صفایی
ای منزل مبارک میبخشیم صفایی داری هوای مشکین از بوی آشنایی خاک رهت ببوسم بر روی و دیده مالم کانجا رسیده باشد روزی نشان پایی…
ای نسیم سحری هیچ سر آن داری
ای نسیم سحری هیچ سر آن داری کز برای دل من روی به جانان آری پیش آن جان و جهان عرض کنی بندگیم باز بر…
ای نور دیده و دل از دیدهها نهانی
ای نور دیده و دل از دیدهها نهانی با ما نه در میانی کاندر میان جانی عشقت بسوخت خرمن آبی بر آتشم زن کز تشنگی…
این ز آب وخاک نیست که جانی مصور است
این ز آب وخاک نیست که جانی مصور است چشم جهانیان به جمالش منور است گر زان که نسبتش به عناصر همیکنند آبش مگر ز…
این مقبلان که باخبر از روز محشرند
این مقبلان که باخبر از روز محشرند جان را به دین و دانش و طاعت بپرورند از حسن خلق همچو بهشتی مزینند یا بند روح…





