ساقی قدحی از می گلفام بیار
ساقی قدحی از می گلفام بیار هنگام صبوح مگذران، جام بیار آن ناصیه سوز خرد خام بیار وان چهره طراز کفر و اسلام بیار رباعیات…
ساقی، رگ ابر آبداری برخاست
ساقی، رگ ابر آبداری برخاست گویا که ز چشم می گساری برخاست تا آینهٔ جام گرفتی در دست زآیینهٔ خاطرم غباری برخاست رباعیات حزین لاهیجی…
ساقی، قدحی که دور گلزار گذشت
ساقی، قدحی که دور گلزار گذشت مطرب، غزلی که وقت گفتارگذشت ای همنفس، از بهر دل زار بگو افسانهٔ آن شبی که با یارگذشت رباعیات…
سرتاسر آفاق، حزین گردیدی
سرتاسر آفاق، حزین گردیدی وز دیدهٔ دید، دیدنی ها دیدی اکنون خود را به کوی آزادان کش تا چند اسیر بیمی و امّیدی رباعیات حزین…
سامانی و ثروتی نشد جمع، چه شد؟
سامانی و ثروتی نشد جمع، چه شد؟ بازیچهٔ دولتی نشد جمع، چه شد؟ گر عاقلی، از فقر پریشان نشوی سرمایهٔ حسرتی نشد جمع، چه شد؟…
سرمایه دهر، خاک بیزی ست،که هست
سرمایه دهر، خاک بیزی ست،که هست در مزرع حسرت اشک ریزی ست، که هست آگاهی و دریافت، گران است که نیست ارزانِ زمانه بی تمیزی…
سرّ غم عشق را، ز بیگانه مجو
سرّ غم عشق را، ز بیگانه مجو از واعظ بی خبر، جز افسانه مجو مستم، ره هوشیاری از من مطلب افسانهٔ عقل را ز دیوانه…
شاخ گل من نظر به خاری نکند
شاخ گل من نظر به خاری نکند رحمی به دل سینه فگاری نکند ترسم نبرد دل از خروشیدن سود ما خوار شویم و ناله کاری…
شاهنشهی خلق جهان نتوان کرد
شاهنشهی خلق جهان نتوان کرد حمّالی این بار گران نتوان کرد سر در ره این گنده کسان نتوان کرد پاکاری این کونِ خران نتوان کرد…
شوق ار به دیارت نرساند نرسی
شوق ار به دیارت نرساند نرسی در صفهٔ بارت نرساند، نرسی در حضرت دوست غیر را راه نبود گر عشق به یارت نرساند نرسی رباعیات…





