دیشب طربی بر دل غمناکم ریخت

دیشب طربی بر دل غمناکم ریخت هر بخیه که داشت، سینهٔ چاکم ریخت شبنم به کنار چشم نمناکم ریخت ابری دو سه قطره اشک بر…

Continue Reading...

دیوانه دلم، یارِِ دل آسایی نیست

دیوانه دلم، یارِِ دل آسایی نیست شوریده سرم دامن صحرایی نیست لحن داوود و حسن یوسف، خوار است گوش شنوا و چشم بینایی نیست رباعیات…

Continue Reading...

رباعی مستزاد

رباعی مستزاد آنی که سر از سجدهٔ کوی تو نتافت نه روم و نه روس بر قامت عزتت فلک حله نبافت جز اطلس و توس…

Continue Reading...

رفتند ز بزم، میگساران ساقی

رفتند ز بزم، میگساران ساقی من مانده ام از گران خماران ساقی چون لاله در انتظارِ ابرِ کف توست داغ جگر سینه فگاران ساقی رباعیات…

Continue Reading...

رخ، تازه به اشک ارغوانی دارم

رخ، تازه به اشک ارغوانی دارم از دولت عشق، کامرانی دارم خون دل و اشک دیده و آه جگر اینها همه از تو یار جانی…

Continue Reading...

زان پیش که دی آفت بستان گردد

زان پیش که دی آفت بستان گردد اوراق گل از خزان پریشان گردد ساقی، تو که ابر رحمتی، رشحه ببار تا بلبل طبع من غزل…

Continue Reading...

زاهد، از عشق، دین به افسون نبری

زاهد، از عشق، دین به افسون نبری روی ورع از میکده، گلگون نبری تر ساختهای دامن تقوا از می زبن آب، گلیم زهد بیرون نبری…

Continue Reading...

زهرم به قدح دهی که می نوش مکن

زهرم به قدح دهی که می نوش مکن در آتشم افکنی که هان جوش مکن باری چو ز خون عاشقان می نوشی این لخت کباب…

Continue Reading...

زیبا صنما ز بی قراران توایم

زیبا صنما ز بی قراران توایم ما دلشدگان سینه فگاران توایم نبود ز چه رو گوشه ی چشمیت به ما؟ ای ساقی بزم، میگساران توایم…

Continue Reading...

زین پیش فلک چنین دل آزار نبود

زین پیش فلک چنین دل آزار نبود هر مفعولی، فاعل مختار نبود امروز به پشم و پنبه کار افتاده ست مردی اول به ریش و…

Continue Reading...