در ماتم تو شیون دلهاست بلند
در ماتم تو شیون دلهاست بلند با یاد تو، آهِ سینه فرساست، بلند خونابهٔ اشکی که نمش تا سمک است از فرق سماک، نیزه بالاست…
در ماتم تو، ملک و ملک شیون کرد
در ماتم تو، ملک و ملک شیون کرد گردون کفن کبود در گردن کرد دست غم تو ز ما مصیبت زدگان هر جیب که داشت،…
در محفل آسمان سُها و خور هست
در محفل آسمان سُها و خور هست در بحر جهان هم صدف و هم در هست تا خود چه بود قسمت روزی طلبان هم مائدهٔ…
در هجر حزین، از غم جانکاه بمیر
در هجر حزین، از غم جانکاه بمیر چون شمع سحرگاه، به یک آه بمیر آن قدر نداری که درآیی به نجف جان تو درآید، تو…
در هجر تو ناله سینه فرسایی کرد
در هجر تو ناله سینه فرسایی کرد ابر مژه خون دیده پالایی کرد فرهاد غم تو آهنین بازو بود بیهوده دل صبور خارایی کرد رباعیات…
در هند اگر کسی نرنجد از راست
در هند اگر کسی نرنجد از راست گویم طبقات خلق را بی کم و کاست پنجی ست که شش نمی توانش کردن پاچیّ و دیوث…
دردانهٔ دریای حقیقت درد است
دردانهٔ دریای حقیقت درد است درد است که میزان عیار مرد است ای خاک ره یار، عزیزش می دار این طفل یتیم اشک، غم پرورد…
دل خوش نکند نالهٔ زاری که مراست
دل خوش نکند نالهٔ زاری که مراست وز گریه نمی رود غباری که مراست با همّت من دولت دنیا چه کند؟ این میکده نشکند خماری…
دردا که دری نسفته می باید رفت
دردا که دری نسفته می باید رفت راز دل خود نگفته می باید رفت می باید داد، جان شیرین بی تو تلخی ز تو ناشنفته…
دل در غم عشق، کامرانی نکند
دل در غم عشق، کامرانی نکند تا ناله درفش کاویانی نکند با یار گرانباری دل گفتم، گفت بار غم ما به دل گرانی نکند رباعیات…





