تا کی گل عیش در چمنها جویم؟

تا کی گل عیش در چمنها جویم؟ آوارهٔ خود را به وطنها جویم؟ در پیچ و خم زلف بتان می گردم شاید دل خود، درین…

Continue Reading...

تا عشق تو گشت از ازل روزی دل

تا عشق تو گشت از ازل روزی دل بربست میان را به غم اندوزی دل درد تو کند مگر پرستاری جان داغ تو کند مگر…

Continue Reading...

تا ناله، درفش کاویانی نکنی

تا ناله، درفش کاویانی نکنی در کشور دهر، قهرمانی نکنی گر جان طلبند، منت از بخت بدار در مسلخ عشق، سخت جانی نکنی رباعیات حزین…

Continue Reading...

تدبیر به کار من چه خواهد کردن؟

تدبیر به کار من چه خواهد کردن؟ ساغر به خمار من چه خواهد کردن؟ گر عشق هزار شمع داغ افروزد با این شب تار من…

Continue Reading...

تیغم به زبون کشی چو مانوس نبود

تیغم به زبون کشی چو مانوس نبود در قبضهٔ قدرتم جز افسوس نبود زنگار گرفته گر ببینی چه عجب؟ شمشیر زدن به گربه ناموس نبود…

Continue Reading...

جان در سر زلف تابناکی کردم

جان در سر زلف تابناکی کردم دل را صدف گوهر پاکی کردم از همّت فقر خانه پرداز، حزین در کاسهٔ دهر، مشت خاکی کردم رباعیات…

Continue Reading...

جانا چه بود که خاطری شاد کنی

جانا چه بود که خاطری شاد کنی وز لطف، دل خرابی آباد کنی مرگی نبود غیر فراموشی تو در خاک شوم زنده، گرم یاد کنی…

Continue Reading...

جانان چو هوای جلوه ی ناز کند

جانان چو هوای جلوه ی ناز کند هر ذرّه به اصل خویش پرواز کند در پردهٔ اجمال، پسندد چو جمال صد در ز تفاصیل شئون…

Continue Reading...

جمعیت خویش را پریشان کردم

جمعیت خویش را پریشان کردم دل، بر سر جسم تیره ویران کردم از کعبه تمام عمر دزدیدم خشت تعمیر کلیسیای گبران کردم رباعیات حزین لاهیجی…

Continue Reading...

چون باد صبا، سبک عنانی نکنی

چون باد صبا، سبک عنانی نکنی با زاغ و زغن، هم آشیانی نکنی ای سرمه، به خاک تا توان یکسان شد زنهار، به دیده ها…

Continue Reading...