از کام دل است بس که عریان دستم

از کام دل است بس که عریان دستم کوتاه فتاده از گریبان دستم از بس که گزیدهام به دندان غضب خونین شده چون پنجهٔ مژگان…

Continue Reading...

از عمر عزیز رفته افزون از شصت

از عمر عزیز رفته افزون از شصت گاهی در کار و گه به کوتاهی دست گه سخرهٔ مستی و گهی هشیاری امروز نشسته ام نه…

Continue Reading...

از می، لب غنچه گشت گلگون ساقی

از می، لب غنچه گشت گلگون ساقی چون لاله نشسته ایم در خون ساقی اقبال تو می دهد ز ادبار نجات تنگ آمدم از نکبت…

Continue Reading...

از هند نجس، نجات می خواهم و بس

از هند نجس، نجات می خواهم و بس غسلی به شط فرات می خواهم و بس مرگی که بود به کام دل در نجف است…

Continue Reading...

از گوشهٔ عزلتم جدا نتوان کرد

از گوشهٔ عزلتم جدا نتوان کرد وز فقر، به دولتم جدا نتوان کرد مجروحم و ذوق جان فشانی دارم با تیغ ز همّتم جدا نتوان…

Continue Reading...

ازگریهٔ من دیدهٔ اختر شور است

ازگریهٔ من دیدهٔ اختر شور است وز ناله ی من دل ملک رنجور است گردون نبود حریف پیمانهٔ عشق این رطل گرانتر از سر مخمور…

Continue Reading...

آسوده تویی چو سرو و سوسن در باغ

آسوده تویی چو سرو و سوسن در باغ من سوخته ام به هجرت ای چشم و چراغ داری دلی از فکر اسیران فارغ دارم ز…

Continue Reading...

افسرده دمان عهد ما، رشک یخند

افسرده دمان عهد ما، رشک یخند با خلش ؟ میخ نعل بند زنخند غارتگه ربزه شاعران مزرع ماست این جانوران، مزرع ما را ملخند رباعیات…

Continue Reading...

افسانهٔ عشق، راز پنهان من است

افسانهٔ عشق، راز پنهان من است صد چاک چو جیب گل، گریبان من است زاهد، ره اسلام مداری بگذار دین را به بتان باختن ایمان…

Continue Reading...

آشفتهٔ دور روزگارم ساقی

آشفتهٔ دور روزگارم ساقی درماندهٔ محنت خمارم ساقی شرمندهٔ دست رعشه دارم ساقی جامی به لب تشنه بدارم ساقی رباعیات حزین لاهیجی www.facebook.com/rumibalkhi.af

Continue Reading...