نمودی جلوه ای شیرین شمایل در خیال من
نمودی جلوه ای شیرین شمایل در خیال من حنای پای گلگونت شود، خون حلال من گرانی می کشد از تار کاکل، سرو ناز تو نداری…
نمی آید به راه شوخ طنازی که من دارم
نمی آید به راه شوخ طنازی که من دارم به هم چون چشم عینک، دیدهٔ بازی که من دارم چنین گر چشم لیلی پرده بردارد…
نمی دانم تو بی پروا نگاه، از دل چه می خواهی؟
نمی دانم تو بی پروا نگاه، از دل چه می خواهی؟ نثارت کرد جان را، دیگر از بسمل چه می خواهی؟ چه منتها ز تیغ…
نمی فتد به دل، از محشر اضطراب مرا
نمی فتد به دل، از محشر اضطراب مرا به زیر سایهٔ تیغ تو، برده خواب مرا لب سؤال مرا مهر بوسه، خاموشی ست چرا نمی…
نمی گوید کسی امروز چرخ بی مروت را
نمی گوید کسی امروز چرخ بی مروت را که تا کی می خوری چون آب، خون اهل غیرت را صف برگشته مژگانی که من سرگشتهٔ…
نمی ماند به مصر از پیرهن، جز تهمت چاکی
نمی ماند به مصر از پیرهن، جز تهمت چاکی سفیدی می کند در راه شوقش، دیدهٔ پاکی به دست کوته همّت بلند خویش می نازم…
ننگ در عشق و جنون نام مرا عالی کرد
ننگ در عشق و جنون نام مرا عالی کرد آمد ادبار درین کوچه و اقبالی کرد نیست امروز عجب گر غمش از شادی ماست آنکه…
نه تاب دوری و نه طاقت دیدار می باشد
نه تاب دوری و نه طاقت دیدار می باشد به دل کار محبت زین سبب دشوار می باشد دلی کو می پرد در حسرت خورشید…
نه تنها گل گریبان چاک بازار است از دستت
نه تنها گل گریبان چاک بازار است از دستت که در جیب چمن صد پیرهن خار است از دستت ز تاراج بهاران مست و رنگین…
نه هرکه طبل و علم ساخت سروری داند
نه هرکه طبل و علم ساخت سروری داند نه هر که تاخت به لشکر سکندری داند علوّ فطرت و طبع سخن خدا داد است نه…





