نگاه گرم، چو رخسار آتشین تو بوسد

نگاه گرم، چو رخسار آتشین تو بوسد عرق چو شبنم گستاخ، یاسمین تو بوسد خدای را، نخرامی به گشت باغ، مبادا دهان غنچه، کف پای…

Continue Reading...

نگارین جلوهٔ من، تا به کی هر جا نهی پا را؟

نگارین جلوهٔ من، تا به کی هر جا نهی پا را؟ چه خواهد شد اگر بر چشم خون پالا نهی پا را؟ رکاب از مقدمت…

Continue Reading...

نگاه گوشهٔ آن چشم میگسارم سوخت

نگاه گوشهٔ آن چشم میگسارم سوخت ز نارسایی ساقی، دل فگارم سوخت هنوز بلبل و پروانه در عدم بودند که عشق روی تو گل کرد…

Continue Reading...

نگاه ناز او فهمید، راز سینه جوشی را

نگاه ناز او فهمید، راز سینه جوشی را رساند آخر به جایی، عشق فریاد خموشی را چه پروا گر در میخانه ها را محتسب گل…

Continue Reading...

نگاهش با اسیران بر سر ناز است می دانم

نگاهش با اسیران بر سر ناز است می دانم غرور مستی آن حسن طنّاز است، می دانم چه حد دارم، که نام پنجهٔ مژگان او…

Continue Reading...

نگاهی کن به حالم، دل به یغما دادهٔ عشقم

نگاهی کن به حالم، دل به یغما دادهٔ عشقم نمی خیزد غبار من ز جا، افتاده ی عشقم سر از احوال من عقل گران جان…

Continue Reading...

نگذاشت نی به هوشم، از نالهٔ رسایی

نگذاشت نی به هوشم، از نالهٔ رسایی بیگانه ام ز خود کرد، آواز آشنایی در باغ می سراید، هر مرغ با نوایی دارد دم بهاران،…

Continue Reading...

نگردد غرق طوفان کشتی بی لنگر عاشق

نگردد غرق طوفان کشتی بی لنگر عاشق بود دریا نمک پرورده ی چشم تر عاشق به گوش جان صلای شهپر جبریل می آید دمی کز…

Continue Reading...

نگه، رنگین تر از گل می کند رویی که او دارد

نگه، رنگین تر از گل می کند رویی که او دارد ز دل صد پرده نازکتر بود خویی که او دارد سیه روز و دماغ…

Continue Reading...

نمی بینم کسی از آشنارویان به جا مانده

نمی بینم کسی از آشنارویان به جا مانده در این غربت همین آیینهٔ زانو به ما مانده جدا از نعمت دیدار آن شیرین دهان، چشمم…

Continue Reading...