نسرین بری گلگون قبا، از جلوه جانم سوخته

نسرین بری گلگون قبا، از جلوه جانم سوخته سودای مشکین طرّه اش سود و زیانم سوخته برگ سفر روی وطن، دیگر ندارم هیچ یک پرواز…

Continue Reading...

نسرین به چمن برندمد گر بدن این است

نسرین به چمن برندمد گر بدن این است از غنچه صبا دم نزند گر دهن این است یک دیده جلا یافته از نکهت یوسف صد…

Continue Reading...

نسیم حالت آور، پای کوبان، تردماغ آمد

نسیم حالت آور، پای کوبان، تردماغ آمد به دل ها ذوق دست افشانی گل های باغ آمد کدوی خشک زاهد را، دماغ از بوی می…

Continue Reading...

نشد شبی که می خونم از سبو نچکد

نشد شبی که می خونم از سبو نچکد فشردهٔ جگر از چشم تر به رو نچکد که قطره ای به لبم می چکاند از یاری…

Continue Reading...

نشان وحشی من در دل بی کینه پیدا شد

نشان وحشی من در دل بی کینه پیدا شد پی غارتگرم، در خانهٔ آیینه پیدا شد نهان درموج خود شد بحر و سر زد از…

Continue Reading...

نقاب از چهره بگشا تا ز غربت جان برون آید

نقاب از چهره بگشا تا ز غربت جان برون آید برافشان زلف را تا زاهد از ایمان برون آید دهد گر لعل سیرابت منادی، جانگدازان…

Continue Reading...

نشد فغان به اثر تا ره جنون نزدم

نشد فغان به اثر تا ره جنون نزدم سخن به نشئه نشد تا نفس به خون نزدم گرفته است سبوی مرا به سنگ چرا؟ گلی…

Continue Reading...

نقاب از چهره بگشا، شور محشر را تماشا کن

نقاب از چهره بگشا، شور محشر را تماشا کن درآ در جلوه، آه شعله پیکر را تماشا کن به جورم کوش و ظاهر کن عیار…

Continue Reading...

نکهت زلف تو را شمال ندارد

نکهت زلف تو را شمال ندارد بوی تو را نافهٔ غزال ندارد گر به مثل سنگ طور آینه گردد طاقت آن حسن بی مثال ندارد…

Continue Reading...

نگاه گرم آتشپاره ای برد اختیار من

نگاه گرم آتشپاره ای برد اختیار من بود در پنجه ی برق تجلّی، مشت خار من شکوه بحر را در قطره گنجایی نمی باشد نمی…

Continue Reading...