مطرب ره مستی زد هشیار نباید شد

مطرب ره مستی زد هشیار نباید شد افسانه چو خوش باشد بیدار نباید شد چون کوه تراشیدم بر فرق زنم تیشه درکارگه صورت بیکار نباید…

Continue Reading...

مطلوب در لباس طلبکار آمده

مطلوب در لباس طلبکار آمده خود را به صد نیاز پرستار آمده مستور بود چهره ی زیبا نگار ما مستانه باز بر سر اظهار آمده…

Continue Reading...

معشوق اگر میل وفا داشته باشد

معشوق اگر میل وفا داشته باشد عاشق چه غم از جور و جفا داشته باشد. برخاست ز چشمش پی خونریز، نگاهی تا در نظر آن…

Continue Reading...

معنی کناره گیرد اگر از میان روم

معنی کناره گیرد اگر از میان روم خالی شود جهان چو برون از جهان روم درکاروان شوق کسی بی دلیل نیست دنبال بوی گل سحر…

Continue Reading...

مکش چون دورگردون بر رخم داغ جدایی را

مکش چون دورگردون بر رخم داغ جدایی را چو من پروانه ای باید چراغ آشنایی را تهیدستیم ساقی، همّتی در کار می باید ز برق…

Continue Reading...

مکن دشوار از تن پروری آزادی جان را

مکن دشوار از تن پروری آزادی جان را چه محکم می کنی چون ابلهان دیوار زندان را؟ دیار عشق را نازم که طفلان هوسناکش چو…

Continue Reading...

من از دل و دین باختگانم چه توان کرد؟

من از دل و دین باختگانم چه توان کرد؟ سودازده زلف بتانم چه توان کرد؟ دل بسته فتراک سر زلف سواری ست از چنگ خرد…

Continue Reading...

من آن غارتگر جان می پرستم

من آن غارتگر جان می پرستم غم جان نیست، جانان می پرستم ز دیر هستی من گرد برخاست هنوز آن نامسلمان می پرستم دمید از…

Continue Reading...

من خراباتیم ای شوخ، مرا یار مگیر

من خراباتیم ای شوخ، مرا یار مگیر نیکنامی تو، ره خانه خمّار مگیر عنبرین طره چه انداخته ای بر سر دوش کافر عشق تو ماییم،…

Continue Reading...

من در میان نبودم، دل بود و یار هر دو

من در میان نبودم، دل بود و یار هر دو از بیخودی به شکرم وز روزگار هر دو گر پرده سنج عشقی، بگشای گوش و…

Continue Reading...