مبادا رو کسی زان قبلهٔ ابرو بگرداند

مبادا رو کسی زان قبلهٔ ابرو بگرداند که کافر می شود، از قبله هرکس رو بگرداند؟ درین وادی به حسرت مردم و چشم از صبا…

Continue Reading...

مپسند تشنه لب، دل اندوه پیشه را

مپسند تشنه لب، دل اندوه پیشه را یارب ز سنگ فتنه نگهدار شیشه را ظاهر شدی به عالمیان، عجز کوهکن گر می فتاد با دل…

Continue Reading...

مجنون مرا شور تو بی پا و سر انداخت

مجنون مرا شور تو بی پا و سر انداخت کوه غم عشق تو مرا از کمر انداخت مشکل که به کویت رسد این رنگ پریده…

Continue Reading...

محبّت خون گرمی بخشد این گلبن مثالان را

محبّت خون گرمی بخشد این گلبن مثالان را به فرقم گستراند، سایهٔ نازک نهالان را در این محفل که ربط آشنایی نسبتی خواهد به آن…

Continue Reading...

محبّت برتر آمد از چه و چون

محبّت برتر آمد از چه و چون تعالی العشق عن نعت یقولون نیاز من بود در خورد نازت که خواهد حسن لیلی، عشق مجنون خجالت…

Continue Reading...

محرومی وصال تو دل را نوید بود

محرومی وصال تو دل را نوید بود صبح امید آینه، چشم سفید بود در دیده می تپید چو بسمل به خون دل کز تیغ دوری…

Continue Reading...

محیط گوهری از اشک طوفان زای خود دارم

محیط گوهری از اشک طوفان زای خود دارم رگ نیسانی از مژگان خون پالای خود دارم غبار سینه ام بر شور محشر دامن افشاند دل…

Continue Reading...

مرا آزادگی شیرازهٔ آمال می باشد

مرا آزادگی شیرازهٔ آمال می باشد گلستان زیر بال مرغ فارغ بال می باشد کتاب هفت ملت، مانده در طاق فراموشی مرا سی پارهٔ دل،…

Continue Reading...

مرا آزاد می سازد ز دام دل تپیدنها

مرا آزاد می سازد ز دام دل تپیدنها جنون گر وسعتی بخشد به صحرای رمیدنها به خاک افتاده ی ضعفم، چو نقش پا درین وادی…

Continue Reading...

مرا مجال سخن، بادهٔ زلال دهد

مرا مجال سخن، بادهٔ زلال دهد که شیشه ره به پریخانهٔ خیال دهد فسرده از سخن سرد خود ستایانم سرود مطرب کج نغمه، گوشمال دهد…

Continue Reading...