لعل تو مسیحا شد، بیمار چرا باشم؟

لعل تو مسیحا شد، بیمار چرا باشم؟ با نرگس مست تو هشیار چرا باشم؟ من کافر زنّاری، زلف تو به دلداری سر رشته به دستم…

Continue Reading...

لعل لب او تا به لب جام رسیده

لعل لب او تا به لب جام رسیده جان بر لبم از رشک به ناکام رسیده خجلت به گلاب ار دهد اشکش عجبی نیست چشمی…

Continue Reading...

لوح دل را اگر از نقش دوبی ساده کنی

لوح دل را اگر از نقش دوبی ساده کنی خاطر از خانقه و میکده آزاده کنی هر سر خار بیابان شجر طور بود دیده گر…

Continue Reading...

ما چاک به دامن زدهٔ تهمت عشقیم

ما چاک به دامن زدهٔ تهمت عشقیم واعظ سر خود گیر که ما امّت عشقیم عاری بود از عکس خودی آینهٔ ما آتش به دل…

Continue Reading...

ما خضر دل به چشمه پیکان فروختیم

ما خضر دل به چشمه پیکان فروختیم ارزان به تیغ غمزه رگ جان فروختیم رنج تو بود راحت ما دل فتادگان ای زهد، مژده باد…

Continue Reading...

ما را تن ضعیف به زندان عالم است

ما را تن ضعیف به زندان عالم است این هم که زنده ایم ز دستان عالم است از شورش جهان سر زلف حواس من آشفته…

Continue Reading...

ما دامن وصل یار داربم

ما دامن وصل یار داربم از هر دو جهان کنار داریم ساقی، قدحی می صبوحی از بادهٔ شب خمار داریم شوریدگیی که در سر ماست…

Continue Reading...

مباحث نظری مرد داد می خواهد

مباحث نظری مرد داد می خواهد صفای فطرت و فهم مراد می خواهد تو درک نکتهٔ عشق ار نمی کنی چه عجب؟ خط شکستهٔ حسنش…

Continue Reading...

ما شکوه از آن زلف پریشان چه نویسیم؟

ما شکوه از آن زلف پریشان چه نویسیم؟ این قصه دراز است به یاران چه نویسیم؟ حیرت زدهٔ نامهٔ سر در گم خویشیم شد نام…

Continue Reading...

ماییم و همین آرزوی یار و دگر هیچ

ماییم و همین آرزوی یار و دگر هیچ قاصد برسان مژدهٔ دیدار و دگر هیچ هر مشکلی از دولت عشقت شده آسان دل مانده، همین…

Continue Reading...