کف چون تهی ست جوهر انسان چه می کند؟

کف چون تهی ست جوهر انسان چه می کند؟ خاتم چو نیست، دست سلیمان چه می کند؟ آتش زدی ز جلوه به خاشاک هستیم این…

Continue Reading...

کند بر تخت عزت جا، چو از تن جان برون آید

کند بر تخت عزت جا، چو از تن جان برون آید به شاهی می رسد یوسف، چو از زندان برون آید ز بس از درد…

Continue Reading...

کند گردآوری زلفش، دل شوریده بسیاری

کند گردآوری زلفش، دل شوریده بسیاری که زندان را نباشد بهتر از زنجیر، دیواری تغافل می کند تیغ تو تا کی با رگ جانم؟ ز…

Continue Reading...

که خواهد رسانید پیغام من

که خواهد رسانید پیغام من به بیگانهٔ آشنا نام من؟ که چون با حریفان خوری باده ام به سنگ جفا نشکنی جام من به کار…

Continue Reading...

کوتاه ماند دست تمنّا در آستین

کوتاه ماند دست تمنّا در آستین داریم گریه بی تو چو مینا در آستین تا صبح حشر پرده نشین است همچنان از شرم ساعدت، ید…

Continue Reading...

که گفتت گرد سر آن طرهٔ عنبرفشان بندی؟

که گفتت گرد سر آن طرهٔ عنبرفشان بندی؟ ز ابر خط به خورشید قیامت سایه بان بندی نمی آموزمت منع نگاه از دشمنان کردن خدا…

Continue Reading...

کوته نظران زلف سیه کار ندانند

کوته نظران زلف سیه کار ندانند این مرده دلان فیض شب تار ندانند جانسوز دیاریست محبت، که طبیبان رسم است که حال دل بیمار ندانند…

Continue Reading...

کون و مکان به زیر نگین قناعت است

کون و مکان به زیر نگین قناعت است مور مرا به ملک سلیمان چه حاجت است جوش گل است و شارع میخانه بسته نیست صوفی،…

Continue Reading...

کی راست به میزان وجود و عدم آیم؟

کی راست به میزان وجود و عدم آیم؟ من بیشتر از هستم و از نیست کم آیم درکعبه گر از پرده در آید صنم ما…

Continue Reading...

کی دیده تنها چو دل آغشته به خون است؟

کی دیده تنها چو دل آغشته به خون است؟ سر تا قدم ما چو دل آغشته به خون است ما و حرم عشق، که از…

Continue Reading...