عشق تو که صد برهمن از کیش برآورد

عشق تو که صد برهمن از کیش برآورد آتش شد و دودم ز دل ریش برآورد جا در دل تأثیر کند تا لب سوفار هر…

Continue Reading...

عشق تو ملک خسروی، داغ تو چتر شاهیم

عشق تو ملک خسروی، داغ تو چتر شاهیم در صف سروران رسد، دعوی کج کلاهیم کوثر تیغت ار کند، رحم به حال مجرمان دوزخ جاودان…

Continue Reading...

عشق سرکش، به فغان، زین دل ناشاد آمد

عشق سرکش، به فغان، زین دل ناشاد آمد این سپندی ست کزو شعله به فریاد آمد تهمت آلودهٔ عیشیم، که گلشن زادیم پر و بالی…

Continue Reading...

عقل دور است از آن جهان که منم

عقل دور است از آن جهان که منم عشق داند مرا چنان که منم سره ام در قمار سربازی حبّذا سود بی زیان که منم…

Continue Reading...

عشقت آمیخت به دل درد فراوانی را

عشقت آمیخت به دل درد فراوانی را ریخت در پیرهنم، خار بیابانی را نام پروانه مکن یاد که نسبت نبود با من سوخته دل، سوخته…

Continue Reading...

عشق عالی مقام را نازم

عشق عالی مقام را نازم مایهٔ احتشام را نازم می پزم با خود آرزوی وصال سود سودای خام را نازم نسخهُ مرهمم دل ریش است…

Continue Reading...

عمارت برنمی تابم، ملامتخانه ی عشقم

عمارت برنمی تابم، ملامتخانه ی عشقم نمی خواهد کسی آبادیم، ویرانهٔ عشقم ز داغ سینه دارم لاله زاری در کنار خود ز سوز دل سمندر…

Continue Reading...

عنان ریز است از هرسو، سپاه عشق بر دلها

عنان ریز است از هرسو، سپاه عشق بر دلها نپرسد سیل بی زنهار، هرگز راه منزلها فروغ شعلهٔ رخسار شمع آشنارویی مرا پروانهٔ سرگشته دارد…

Continue Reading...

عیش ار به دل آبله ناکم گذرانند

عیش ار به دل آبله ناکم گذرانند خون مژه از دامن پاکم گذرانند ناگفته بدانند که از دست غم کیست از حشر چو با سینهٔ…

Continue Reading...

عهد پیرانه سری، عشق جوان افتاده ست

عهد پیرانه سری، عشق جوان افتاده ست جوش ایّام بهارم، به خزان افتاده ست در فضایی که زند موج طلب، حیرت ما کعبه، سرگشته تر…

Continue Reading...