طبیب من، حرا از خسته جان خود نمی پرسی؟

طبیب من، حرا از خسته جان خود نمی پرسی؟ توان پرسیدنی، وز ناتوان خود نمی پرسی قلم کی محرم و قاصد کجا درد سخن دارد…

Continue Reading...

طرب ای دل که یار می آید

طرب ای دل که یار می آید گل عشرت به بار می آید چو گل آشفته کن گریبان را که نسیم بهار می آید هیچ…

Continue Reading...

طرب یعقوب من در گوشهٔ بیت الحزن دارد

طرب یعقوب من در گوشهٔ بیت الحزن دارد چمن در آستین چشمم، ز بوی پیرهن دارد کسی کآشفته حال جلوه هر جایی او شد نیاز…

Continue Reading...

طرفی که من ز پهلوی دلدار بسته ام

طرفی که من ز پهلوی دلدار بسته ام خونابه خورده ام، لب اظهار بسته ام از بس مرا به مشرب پروانه الفت است آتش به…

Continue Reading...

طرّهٔ ناز را دو تا کرد که کرد؟ یار کرد

طرّهٔ ناز را دو تا کرد که کرد؟ یار کرد دل به دو عالم آشنا کرد که کرد؟ یار کرد قهر به لطف آشتی داد…

Continue Reading...

طی می شود از مصرع آهی گلهٔ ما

طی می شود از مصرع آهی گلهٔ ما طالع به وصال تو نویسد صلهٔ ما یاران سبک سیر، رسیدند به منزل چون نقش قدم، مانده…

Continue Reading...

عاشق مهجور، وصل دلستان بیند به خواب

عاشق مهجور، وصل دلستان بیند به خواب دیدهٔ محتاج، گنج شایگان بیند به خواب بعد این چشم من آن سرو روان بیند به خواب دیدهٔ…

Continue Reading...

طعنه هرگز به دل آزاری خاری نزدم

طعنه هرگز به دل آزاری خاری نزدم خنده چون گل به وفاداری یاری نزدم بحر را حوصله ام غرق خجالت دارد موج بی طاقت خود…

Continue Reading...

عاشق حریف حملهٔ شیر دلیر نیست

عاشق حریف حملهٔ شیر دلیر نیست در سینه اش اگر جگری همچو شیر نیست از تیغ بازی نگهت می توان شناخت کز خون هنوز نرگس…

Continue Reading...

عالم تمام از رخ جانانه روشن است

عالم تمام از رخ جانانه روشن است از یک چراغ، کعبه و بتخانه روشن است چون آفتاب، نور می آفاق را گرفت گر کور نیستی…

Continue Reading...