شبی که سروِ تو شمع مزار من گردد
شبی که سروِ تو شمع مزار من گردد چو گردباد به گردت غبار من گردد به رهگذار تو چندان رخ امید نهم که وعده ات…
شتابان از جهان چون برق رفتن خوش بود ما را
شتابان از جهان چون برق رفتن خوش بود ما را که از داغ عزیزان نعل بر آتش بود ما را گریبان را به دست عقل…
شد فاش ز گلبرگ لبت راز نهانم
شد فاش ز گلبرگ لبت راز نهانم من غیر نی ای نیستم، از توست فغانم جز پرتو رخسار تو ای جان جهان نیست در پردهٔ…
شدم ز توبهٔ بی صرفه در بهار خجل
شدم ز توبهٔ بی صرفه در بهار خجل مباد از رخ پیمانه میگسار خجل ز مایه داری اشکم خوش است خاطر دوست خدا کند، نکند…
شراب اشک تلخم، چاشنی از نقل تر گیرد
شراب اشک تلخم، چاشنی از نقل تر گیرد گر آن شیرین پسر، بادام چشمم در شکر گیرد کف بی مایه نتواند، ره سیل خطر گیرد…
شق کرده ایم پردهٔ پندار خویش را
شق کرده ایم پردهٔ پندار خویش را بی پرده دیده ایم رخ یار خویش را در بیعگاه عشق به نرخ هزار جان ما می خریم…
شلایین نرگسش مست شراب آلوده را ماند
شلایین نرگسش مست شراب آلوده را ماند نگاه ناز او مژگان خواب آلوده را ماند کدامین چشمه نوش است یارب تیغ ناز او؟ به زخمم…
شمع را شعله، مسلسل ز دل آید بیرون
شمع را شعله، مسلسل ز دل آید بیرون آه جان سوختگان متصل آید بیرون در جهان چند به آیینه سکندر نازد؟ چه تماشاست که از…
شمع سان شام غمت، منّت فردا نکشیم
شمع سان شام غمت، منّت فردا نکشیم از سر کوی تو گر سر برود، پا نکشیم شعله ناچار بود آتش افروخته را نتوانیم که آه…
شمع سان با تو شبم رفت و تمنا مانده ست
شمع سان با تو شبم رفت و تمنا مانده ست همه تن صرف نظر گشت و تماشا مانده ست به امیدی که فتد در دل…





